ولايت فقيه - كريمی، جعفر - الصفحة ١٠٠
نظر شرعى مجاز باشد. و با عدم قدرت، تكليف در حق او منجّز نيست.
همان گونه كه در مورد امامت امام معصوم عليه السلام نيز چنين است. نظير اميرمؤمنان عليه السلام كه در تمام حالات، چه در دوران بيست و پنج سالى كه در مظلوميّت به سر برده و ازمسؤوليت كنار بود، و چه زمان در زمامدارى اش، امامت را به صورت بالفعل دارا بود، زيرا از طرف خدا منصوب بود. آنچه در اين مدّت تغيير كرد، امّت بود كه امامت آن حضرت را بعد از آنكه نپذيرفته بود، پذيرفت، و حجّت بر آن حضرت تمام گرديد.
چنانچه خود فرمود:
«لَوْلا حُضوُرُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّةِ بِوُجوُدِ النَّاصِرِ ... لَالْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها» «١» اگر نبود حضور حاضران و اتمام حجّت بر من به اينكه ياور و طرفدار براى من موجود است ... افسار شتر خلافت را بر كوهانش مىگذاشتم و آن را رها مىكردم.
پس تشكيل حكومت اسلامى و رهبرى جامعه امرى است كه پشتيبانى مردم را لازم دارد. اين پشتيبانى با رأى مردم حاصل مىشود. چه به صورت بيعت باشد چنانكه در مورد حضرت على عليه السلام واقع شد، و چه به صورت راهپيمايى باشد چنانكه درباره رهبر كبير انقلاب اسلامى امام خمينى (ره) انجام گرفت، و چه به صورت تصويب مجلس خبرگان كه نمايندگان منتخب مردم هستند باشد، چنانچه در مورد رهبر معظّم انقلاب حضرت آية اللّه خامنهاى صورت پذيرفت.
نقش مردم در عزل ولىّ فقيه:
با توجه به آنچه در مورد نقش مردم در نصب ولىّ فقيه ذكر شد و اينكه مردم عهدهدار تشخيص ولىّ منصوب از طرف خداوند هستند، در مورد «عزل» ولىّ فقيه نيز بايد گفت تا زمانى كه ولىّ فقيه واجد شرايط رهبرى است، دليلى بر عزل او وجود ندارد و مردم يا