شناخت حضرت مهدى (عج) - علی نوری، علیرضا؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٤٤
كندن پاپوش خود شد؟) چه اينكه فقهاى شيعه و سنى گمان مىكنند كه نعلين حضرت از پوست مردار بود (و از اين جهت مأمور به كندن آن شد).
امام در پاسخ فرمود:
هر كس چنين بگويد، بر موسى افترا بسته و او را در حال نبوت، جاهل شمرده است؛ زيرا يا نماز خواندن موسى با آن پاپوش جايز بوده، يا جايز نبوده است. اگر جايز بوده است كه با آنها نماز بخواند پس (نجس نبودهاند و) جايز بوده كه با آنها در وادى طوى نيز حاضر شود؛ چون گرچه آن وادى پاك و مقدس بوده، ولى مقدستر و پاكتر از نماز نبوده است و اگر جايز نبوده در آنها نماز بخواند (به خاطر نجس و از اجزاى مردار بودن) پس بايد مدعى بپذيرد كه از نظر او موسى حلال و حرام را نمىشناخته و نمىدانسته پوشيدن چه چيزهايى در نماز جايز است و چه چيزهايى جايز نيست! و داشتن چنين اعتقادى درباره پيامبران كفر است.
سعد گويد: از امام پرسيدم: تأويل و معناى واقعى آيه را برايم بگو.
امام فرمود:
موسى در وادى مقدس طوى با خدا مناجات كرد و عرضه داشت: خدايا! من محبّتم را فقط به تو اختصاص دادهام و قلبم را از محبت غير تو شستهام در حالى كه به اهل و عيال خود علاقه وافرى داشت (و حواسش متوجه آنان بود). خداى تعالى فرمود: «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ» اگر محبتت را فقط به من اختصاص دادهاى و قلبت را از ميل به غير من شستهاى، پس محبت اهل و عيال را از قلبت بيرون كن «١» (و فقط متوجه من باش).