شناخت حضرت مهدى (عج) - علی نوری، علیرضا؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٠٣
رحلت آن حضرت رو به رو گشتند. مردم آنان را به سوى جعفر (برادر امام عسكرى عليه السلام) هدايت كردند. آنان خواستار دلايل امامت از او شدند، ولى هنگامى كه ناتوانى و ضعف وى را مشاهده نمودند، با حال يأس و نااميدى برگشته، از شهر خارج شدند. حضرتمهدى (عج) خدمتكار خانهاش را در پى آنان فرستاد و دستور داد آنها را به نامهايشان بخواند و بگويد: مولا و امامتان را اجابت كنيد. آنان احساس كردند كه اين فرد، علم غيب مىداند و خيال كردند او خودش امام است. خدمتكار حضرت فرمود: من بنده مولاى شما هستم. او آنان را به خانه امام عسكرى عليه السلام راهنمايى كرد. آنان داخل خانه شدند و حضرت مهدى (عج) را ديدند كه بر تختى نشسته و همچون ماه مىدرخشد، بر او سلام كردند. سپس آن حضرت از مقدار اموالى كه آورده بودند و از نام صاحبان آن خبر داد. آنان با مشاهده اخبار غيبى آن حضرت، از اين كه به امام خود دست يافته بودند، سجده شكر گزاردند. پس از آن حضرت مهدى (عج) دستور داد، بعد از اين هيچ مالى را به سامرا نياورند و نيز فرمود: در بغداد نمايندهاى منصوب مىكنم، اموال را به سوى او ببريد و نامهها از طريق او جواب داده خواهد شد. «١» اين قضيه در روز وفات امام عسكرى عليه السلام يا روز بعد از آن اتفاق افتاد و حضرت مهدى (عج) ضمن معرفى خود به عنوان جانشين پدر و ارائه دلايل امامت، به آغاز غيبتش اشاره كرد؛ زيرا فرمود: اموال را به نمايندهاش در بغداد تحويل دهند و سؤالها نيز از طريق او جواب داده خواهد شد.