شناخت حضرت مهدى (عج) - علی نوری، علیرضا؛ حیدری، احمد - الصفحة ٦٧
عبدالله بن حسن علوى در جمع بنى هاشم سخنرانى كرد و ضمن دعوت آنان به قيام عليه اموىها گفت: بياييد با پسرم محمد بيعت كنيم، شما مىدانيد او «مهدى» است. عدهاى از حاضران گفتند: ابوعبدالله جعفر بن محمد عليه السلام در اين مجلسحضورندارد، بهتراست او نيز بيايد. بعد از حضور امام صادق عليه السلام در مجلس، عبدالله بن حسن خطاب به ايشان گفت: شما مىدانيد بنى اميه با ما چگونه رفتار كردند، نظر ما اين است كه با اين جوان (اشاره به پسرش محمد) به عنوان مهدى بيعت كنيم. حضرت پاسخ داد:
اين كار را نكنيد، هنوز زمان قيام به حق فرا نرسيده است و اگر منظور تو اين است كه پسرت، مهدى است، بدان كه در اشتباهى و او مهدى نيست «١» نيرنگ منصور عباسى در بهرهبردارى از اعتقاد جامعه به مهدويت و ظهور ادامه يافت تا اين كه فرزندش متولد شد. بعد از تولد فرزندش نام او را مهدى گذاشت تا به مردم بگويد فرزند من همان مهدىاى است كه در انتظارش هستيد. «٢» يكى از غلامان منصور مىگويد: روزى منصور مرا خواست و گفت: پاى منبر محمد بن عبدالله بن حسن بنشين ببين چه مىگويد: او مىگويد: از محمد شنيدم كه مىگفت: مردم! شما شكى نداريد كه من مهدى هستم.
من اين سخن را براى منصور نقل كردم، او گفت: دشمن خدا دروغ مىگويد، بلكه مهدى، پسر من است. «٣» بعد از شهادت امام صادق عليه السلام گروهى به نام ناووسيه، واژه «مهدى» را درباره آن حضرت به كار بردند و معتقد شدند او نمرده و ظهور خواهد