شناخت حضرت مهدى (عج) - علی نوری، علیرضا؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٤٣
كردن او دل بسته بود، نا اميد مىگرداند و ادعاى شيطان مبنى بر گمراه كردن همه انسانها را باطل مىكند و او را خوار و ذليل مىگرداند.
طور موسى برتر از ميقات نماز نيست حضرت موسى عليه السلام از مدين به سوى مصر روان بود. در طول سفر، شب هنگام در تاريكى، سرما و وحشت بيابان، در دور دست آتشى مشاهده كرد. خانواده را در آن بيابان تاريك، رها كرد و خود براى آوردن آتش گيرانه يا راهنمايى گرفتن از افراد كنار آتش، بهسوى آن روان شد.
هنگامى كه به طور رسيد مشاهده كرد نور آتش نيست، بلكه تجلى خداوند بر درخت است كه آن را نورانى كرده و از دور آتش نمايانده است. به ناگاه سروش غيبى به گوشش رسيد كه:
«يا مُوسى انّى انَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ انَّكَ بِالْوادِّ الْمُقَدَّسِ طُوىً» «١» اى موسى! اين منم پروردگار تو، پاى پوش خود را بيرون آر كه در وادى مقدس «طوى» هستى.
گروهى- بهويژه اهل سنت- روايت كردهاند كه موسى از آن جهت مأمور شد پاپوش خود را درآورد كه آنها از پوست مردار و نجس بودند و طور، محل تكلّم با خدا و مقدس بود و نبايد با پاپوش نجس بر آن قدم گذارد. سعد بن عبدالله اشعرى گويد: وقتى به محضر امام زمان (عج) رسيدم و پرسيدم:
آقاى من! درباره امر خدا به پيامبرش موسى به من خبر ده (كه چرا مأمور به