شناخت حضرت مهدى (عج) - علی نوری، علیرضا؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٢٦
نتيجه اينكه مىتوان گفت: حضرت مهدى (عج) در شأن هدايت تشريعى كه شأنى از شؤون امامت است، غايب و پنهان است، اما در ديگر شؤون امامتش، در جهان، حاضر، ناظر، فعال و نافذ است و اگر او از تمام شؤون امامتش بركنار باشد، جهان هستى، اهلش را فرو خواهد برد؛ چرا كه تا «ولىّ خدا» هست، جهان هست؛ چنان كه تا جهان هست، حجت خدا نيز هست.
ب- اميد بخشى در ميدانهاى نبرد، همت سربازان به ويژه فرماندهان، اين است كه پرچم در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد؛ چرا كه برقرار بودن پرچم، مايه دلگرمى سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنهاست. همچنين وجود فرمانده لشكر در مقر فرماندهى- هر چند در ظاهر خاموش و ساكت باشد- خونِ گرم و پرحرارتى را در عروق سربازان به حركت درمىآورد و آنان را به تلاش بيشتر وامىدارد، اما هرگاه خبر قتل فرمانده در ميان سپاه پخش شود، ممكن است لشكرى بزرگ در اندك زمانى متلاشى گردد.
شيعه بنابر عقيدهاى كه به وجود امام زنده و غايب دارد، خود را تنها نمىداند و همواره انتظار ظهور آن سفر كرده را مىكشد. اثر روانى اين طرز فكر در زنده نگه داشتن اميد در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى انقلاب جهانى او، به خوبى قابل درك است، به ويژه اينكه، امام عليه السلام در دوران غيبت به طور مداوم، مراقب حال شيعيان و پيروان خويش است و طبق الهام الهى از اعمال آنها آگاه مىگردد. «١» اين انديشه سبب مىشود همه معتقدان به آن حضرت در يك مراقبت دائم فرو روند و هنگام ورود در هر كارى توجه به آن نظارت عالى داشته