تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٨٣
هم، نظام امنيت دسته جمعى را بسيار ضعيف جلوهگر ساخت. جامعه ملل در قبال اقدامات هيتلر، سكوتى مرگبار اختيار كرد. در اين ميان، بيش از همه بايد به سياست تمكين و سازش فرانسه و انگليس اشاره كرد. اعطاى امتيازهاى انگلستان و فرانسه به هيتلر در جريان تجديد تسليحات، اشغال ناحيه غير نظامى رنانى، اعلام خدمت نظام اجبارى، الحاق اتريش به آلمان و بحران چكسلواكى، براستى، زمينه تجاوز هيتلر به لهستان را فراهم كرد. اين مجامله و مماشات، براى هيتلر اطمينان خاطر ايجاد مىكرد كه سياست توسعه طلبى او با مانع جدى رو به رو نخواهد شد. از اين رو، آغاز جنگ را مىتوان تا اندازه زيادى به خط مشيها و رويههاى سازشكارانه قدرتهاى بزرگ مرتبط دانست.
نيروهاى متخاصم و روياروى هم در آغاز جنگ «١» بررسى عوامل قدرت دولتهايى كه مىخواستند در جنگ جهانى دوم روياروى يكديگر قرار گيرند، بويژه براى ما نظاميان، داراى اهميت شايان توجهى است؛ زيرا در واقع، ارزيابى و سنجش اين نيروها بود كه راه حل نظامى و توسل به زور را در سياست ملى دولتها، اعتبارى خاص مىبخشيد. تحقيق و پژوهش در سه سطح «نيروهاى مسلح»، «نيروهاى اقتصادى» و «همبستگى ملى و معنوى» مىتواند تا حدودى برخى از جنبههاى واقعيت آمادگى جنگ را نمايان سازد.
نيروهاى مسلح ارتش لهستان، به عنوان اولين خاكريز دفاعى در برابر تهاجمات آلمان، از سى لشكر كه تسليحات قسمتى از آنها مدرنيزه شده بود، تشكيل مىگرديد. اين كشور به هنگام بسيج ارتشهاى ذخيره خود مىتوانست ٤٢ لشكر داشته باشد؛ در