تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٣٣
اصلاحات اجتماعى و اقتصادى در جامعه عقب مانده افغانستان زد. مخالفت با رژيم حاكم بگونهاى در حال گسترش بود كه دولت افغانستان از اتحاد شوروى، تقاضاى كمك كرد. بدين سان، شوروى با درخواست دست نشاندگان خود، در دسامبر ١٩٧٩ با نيروى ٨٥ هزار تاريخ و اصول روابط بين الملل ١٣٨ فصل پنجم: تحولات اخير در روابط بينالملل ص : ١٣٧ نفرى به افغانستان، يورش برد. اعزام قواى نظامى از جانب يك ابرقدرت به جهان سوم، تداعى كننده لشكركشى آمريكا به ويتنام بود. با اين وجود، مىتوان دلايلى چند براى اين اقدام شوروى برشمرد.
نخست آنكه، پيروزى انقلاب اسلامى ايران، اين اميد را در افغانستان زنده كرد كه مىشود با رژيم حاكم و دست نشانده مبارزه كرد و حكومت اسلامى بنا نهاد. بنابراين، هجوم شوروى براى جلوگيرى از چنين روندى در افغانستان بود تا از اين طريق، به جمهوريهاى مسلمان نشين شوروى بفهماند كه هرگونه حركت استقلال طلبانهاى بشدت و با قواى نظامى سركوب خواهد شد. دوم آنكه، اتحاد شوروى به آبهاى گرم خليج فارس نزديكتر مىشد. دليل سوم را مىتوان به ايجاد و توسعه كمربند امنيتى و كشورهاى اقمارى شوروى بازگرداند؛ سياستى كه تا آن تاريخ در جهت تأمين امنيت شوروى مؤثر بود. «١» واكنش آمريكا در قبال تجاوز شوروى به افغانستان، هر چند شديد نبود، امّا به طرق زير انجام گرديد:
الف- به ارسال تجهيزات و كمك اقتصادى به مجاهدين افغانى مبادرت كرد.
ب- صدور گندم به شوروى را تحريم كرد.
ج- از اعزام ورزشكاران آمريكا به المپياد مسكو (١٩٨٠) امتناع ورزيد.
د- رقابت تسليحاتى را دو چندان افزايش داد. «٢» منطقه هندوچين: جنگ ويتنام، به طور قطعى، در سال ١٩٧٥ م به پايان رسيد؛ هنگامى كه كنگره آمريكا از تصويب كمك ٧٢٢ ميليون دلارى به دولت ويتنام جنوبى خوددارى كرد، هوشى مين، رهبر ويتنام شمالى براحتى توانست اتحاد ويتنام را تحقق