تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢١٦
فرآيندى كه طى آن ملّتها از تمايل و توانايى خويش نسبت به تدبير مستقل سياست خارجى و سياستهاى اساسى داخلى خود صرف نظر كرده، در عوض در پى تصميمگيرى مشترك و يا تفويض روند تصميم گيرى به سازمانهاى ناظر جديدى هستند. «١» براساس اين تعريف، روند جديد صرف نظر كردن از حاكميّت ملّى و تمايل به پذيرش اقتدار فراملّى «٢» ، از مفروضات اصلى تئورى همگرايى است. در اين روند، ملّتها و رهبران سياسى در مىيابند كه نيل به اهداف و منافع ملّى، تنها در سايه تصميمگيرى جمعى و مشاركت در يك نظام همگرا، بيشترين بهرهدهى و مطلوبيّت را به همراه دارد.
بنابراين، دولتها و ملّتها به جاى تكيه بر ناسيوناليسم و خوداتكايى داخلى، به آرمانها، سازمانها و تصميمهاى مافوق ملى، گرايش پيدا مىكنند.
حركت وحدت گرايى، از حوزه و قلمرو اقتصادى به سوى حوزه سياسى است.
بنابراين فرض، نخستين عرصه همگرايى در حوزه اقتصادى نمود مىيابد؛ آنگاه به حوزه سياسى و امنيّتى سرايت پيدا مىكند. تشكيل جامعه «زغال و فولاد اروپا» «٣» در سال ١٣٣٠ ه- ش/ ١٩٥١، متشكل از كشورهاى آلمان، فرانسه، ايتاليا، هلند، بلژيك و لوكزامبورگ، به عنوان يك نهاد اقتصادى فراملّى، نمونه تاريخى و واقعى همگرايى و وحدت در حوزه اقتصادى است. «٤» گسترش و توسعه اين پديده به قلمرو سياسى و امنيتى، با فراز و نشيبهايش، به آرمان وحدت اروپا منجر شد كه تحقق آن، به رغم موانع و تنگناهاى موجود، تجربههاى عملى را پشت سر گذاشته است. «٥» درستى يا نادرست تاريخ و اصول روابط بين الملل ٢٢١ ٣ - نظريه بازيها.
ص : ٢٢١ ى اين فرضيه موجب مجادلاتى چند براى تئورى همگرايى بود، بگونهاى كه برخى از تحليلگران با استناد به شواهد تاريخى و ساير دلايل منطقى، در موفقيت كامل اين فرضيه ترديد كردند. «٦»