تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٤٣
فصل دوم: جهان بين دو جنگ دوره بيست ساله ١٩١٩- ١٩٣٩، حد فاصل پايان جنگ جهانى اول و آغاز جنگ جهانى دوم است. مجموعه تحولات در داخل كشورها و عرصه روابط بينالملل، زمينههاى كافى براى ايجاد يك جنگ عمومى و فراگير ديگرى را فراهم كرد؛ جنگى كه بمراتب مرگبارتر، مخرّبتر و وحشتناكتر از جنگ اول بوده است. اگر جنگ به عنوان يك پديده اجتماعى- ارادى تلقى گردد، ضرورت دارد كه ريشههاى جنگ جهانى دوم- كه در دوره ما بين دو جنگ نهفته است- مورد بررسى و تجزيه و تحليل تفصيلى قرار گيرد. اينجاست كه اهميت مقطع زمانى مورد بحث در اين فصل؛ يعنى دوره بين دو جنگ، آشكار مىشود.
در اين فصل، ابتدا، به دوران حلّ مشكلات اشاره مىكنيم كه حل و فصل برخى از اختلافات عمده بين قدرتهاى بزرگ از جمله آنهاست. سپس، مرحله حاكميت «امنيت دسته جمعى» مورد بررسى قرار مىگيرد كه جامعه ملل در پرتو آن توانست بطور فعّال عمل نمايد. مهمترين و حساسترين دوره از اين مقطع تاريخى، دوران ١٩٢٩ تا ١٩٣٣ است كه ركود اقتصادى بزرگ بينالمللى به وقوع پيوست؛ ركودى كه زمينهساز ظهور رژيمهاى توتاليتر و فاشيستى گرديد. سرانجام به دوره تجاوزات و تقابل نيروهاى متخاصم خواهيم پرداخت.
دوره حل مشكلات اين دوره، بين سالهاى ١٩١٩ تا ١٩٢٥ واقع شده است. دورانى كه ايالات متحده آمريكا، دوباره به سياست انزوا گرايى بازگشت و از دخالت در امور بينالمللى دورى