تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٧٥
چكسلواكى در مسأله استقلال، در چگونگى عكسالعمل قدرتهاى بزرگ خلاصه مىشد.
«كنراد هان لين» از ناسيونال سوسياليستهاى ناحيه سودت و طرفدار پر و پا قرص هيتلر در شانزدهم مارس ١٩٣٨ از مردم دعوت كرد تا به حزب وى بپيوندند. هيتلر با اقدامات ديپلماتيك و تحركات نظامى به حمايت از هان لين و تقاضاهايش مبادرت كرد. هان لين درخواستهاى هشتگانه خود را در كنفرانس «كارلسبا» به اطلاع دولت چكسلواكى رساند. در اين هنگام، تقاضاى هيتلر مبنى بر «حق تعيين سرنوشت» براى ملّت آلمانىتبار سودت، به بحران مزبور، جنبه حادى بخشيد. «ادوارد بنش»، رئيس جمهور چكسلواكى از پذيرش حق خود مختارى سودت سرباز زد. دولت آلمان فشارهاى ديپلماتيك و نظامى خود را دو چندان كرد. دولتهاى انگليس و فرانسه در پى چاره جويى برآمدند. موسولينى درخواست تشكيل كنفرانس قدرتهاى اروپايى بر حل بحران چكسلواكى را طرح كرد. بدين ترتيب، اقدامات پياپى هيتلر كه مىرفت صلح در اروپا را به خطر اندازد، با ميانجيگرى موسولينى و تشكيل كنفرانس مونيخ، سرانجامى مقرون به پيروزى براى هيتلر در برداشت. «١» كنفرانس با شركت «نويل چمبرلن» از انگلستان، «دالايه» از فرانسه، «موسولينى» از ايتاليا و «هيتلر» از آلمان، بدون حضور نمايندگان دولت چكسلواكى و اتحاد شوروى، در مونيخ افتتاح شد. در خواست هيتلر بسيار صريح و بىپرده بود: «الحاق ناحيه سودت به آلمان».
سران انگليس و فرانسه به اين بهانه كه سودت، آخرين تقاضاى هيتلر در اروپا خواهد بود و مقتضى است كه با مصالحه و سازش، از خطر جنگ عمومى كاسته شود، به درخواست هيتلر تن در دادند و اين ناحيه را به آلمان بخشيدند. از سوى ديگر براى رضايت خاطر دولت چكسلواكى، ساير قلمرو اين كشور را ضمانت كردند، ضمانتى كه هيچ آينده روشنى فرا روى آن قرار نداشت. هيتلر با اطمينان به اينكه سياست مجامله و تمكين به دليل ضعفهاى موجود در دولتهاى دموكراسى، اجازه تصرف كامل چكسلواكى را به او خواهد داد، از نتايج كنفرانس مونيخ بسيار خرسند و راضى بود؛ واقعيتى كه تحقق آن، چندان به طول نينجاميد.
الحاق سودت، بهانهاى بيش نبود و هيتلر سوداى تصرف تمامى چكسلواكى را در سر مىپروراند. بدين منظور، ابتدا به تشويق كشورهاى لهستان و مجارستان پرداخت تا