تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٤٦
شرقى به رهبرى شوروى پا به عرصه وجود گذاشت. شوروى براى حفظ نفوذ و سلطه خود بر اين كشورها و براى مقابله با اقدامات دولتهاى غربى، ساختار نظامى (ورشو) و اقتصادى (كمكون) را در اين منطقه پايه گذارى كرد. انقياد و اطاعت پذيرى حكومتهاى اروپاى شرقى از رهبران كرملين، جزو مبانى پايهاى و بنيادين اين روابط تلقى مىشد.
سياست و حكومت در اروپاى شرقى به صورت سيستم بسته، ديكتاتورى، دولتمدارى و تك حزبى بود. اين نظام سياسى- اقتصادى به مدت تقريبى ٤٥ سال بر اين كشورها سايه افكنده بود.
سرپيچى و برتافتن از دستورات مسكو و كرملين، طى همين دوران سلطه مطلقه، وجود داشته است؛ عصيانى كه هم از جانب مردم و هم از جانب دولتمردان، گهگاه، سربرمىآورد. ادعاهاى سرسختانه يوگسلاوى به رهبرى مارشال تيتو جهت تعيين سياست مستقل، شورش سال ١٩٥٢ برلين، تكرويهاى رومانى، شورش سال ١٩٥٦ مجارستان و بحران بهار سال ١٩٦٨ پراگ (چكسلواكى)، تلاشهاى ملّى و مردمى براى گسستن از بلوك شرق و جدايى از راه سرخ شوروى قلمداد مىشود. به هر حال، رهايى اروپاى شرقى از سلطه شوروى، پس از آغاز اصلاحات سياسى و اقتصادى گورباچف، به انجام و اتمام رسيد.
لهستان از نخستين كشورهاى اروپاى شرقى بود كه يك نظام دموكراتيك را جايگزين نظام كمونيستى سابق خود كرده است. روحيه عميق مذهبى ملت لهستان- كه حدود ٩٥ درصد آن پيرو مذهب كاتوليك هستند-، سابقه روابط تلخِ گذشته روس و لهستان و شرايط اقتصادى و صنعتى نوين اين كشور، زمزمههاى مخالفت را در اوائل دهه ١٩٨٠ برانگيخت. «لخ والسا» به عنوان يك كارگر ساده لهستانى، در سال ١٩٨٠، اتحاديه مستقل كارگرى «همبستگى» را تأسيس كرد. پيوستن ميليونها كارگر لهستانى به اين اتحاديه، كه به معناى روگردانى آنها از كمونيسم و اتحاديههاى كمونيستى بود، زنگ خطر را در كرملين به صدا درآورد. «لخ والسا» بازداشت و اتحاديه همبستگى منحل گرديد.
صداى اعتراض كه هرگز در لهستان خاموش نشده بود با شروع سياستهاى آزاد سازى سياسى و اقتصادى گورباچف، به فرياد تبديل شد. دولت لهستان كه قدم به قدم در مقابل