تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٩٣
همبستگى و وحدت ملى است. اين زمينهها، موجب مىشود تا رهبران و نخبگان سياسى به جاى انديشيدن به راهحلهاى سياسى و ديپلماتيك، تنها شيوه حل مشكل با تكيه بر قوه قهريه و كاربرد زور را مورد توجه قرار دهند. از اين رو، يكى از عوامل ايجاد كننده جنگ ميان ملتها و دولتها، ذهنيت حاكمان و نخبگان مبتنى بر حل اختلافات با تكيه بر زور مىباشد.
صلح و روابط بينالملل «١».
صلح، مفهومى بسيار خوشايند نزد عامه مردم و هواداران صلح دارد؛ هر چند تاريخ بشريت خيلى اندك؛ با آن قرين بوده است. به تحقيق، بيشتر تاريخ انسان و جامعه بشرى با جنگ سپرى شده تا صلح؛ همچنين جنگ و صلح، داراى تناوب و توالى بودهاند.
همواره در پس جنگهاى كوتاه يا طولانى، صلح به ارمغان مىآمد، امّا گذشت ايّامى چند، جنگ جديدى را پديد مىآورد چنين تناوب و توالى صلح و جنگ، تحقيق و پژوهش اين دو را به هم گره زده است. نظريهپردازان صلح، ابتدا جنگ را تجزيه و تحليل مىكنند و آنگاه مكانيسمهاى صلح و حفظ آن را مطرح مىنمايند.
روابط بينالملل، هم اكنون بيش از هر دورانى، نيازمند صلح و آرامش است، زيرا صلح و ثبات ناشى از آن، موجب پيشرفت تمدن مىشود و بعلاوه، مخاطره روابط بينالمللى در يك جنگ فراگير و همگانى، شايد مستلزم كاربرد سلاحهاى هستهاى باشد كه بدون ترديد نتيجهاى جز پايان نسل بشر و نابودى حيات انسانى در كره زمين نخواهد داشت.
تعريف صلح صلح همانند جنگ، يك پديده اجتماع تاريخ و اصول روابط بين الملل ٢٩٨ ٣ - خلع سلاح:.
ص : ٢٩٨ ى است كه حاصل روابط متقابل مبتنى بر همكارى اعضاى جامعه بينالمللى مىباشد. به همان ميزان كه صلح، احساسات ما را تهييج مىكند و ما در دوره آرامش، آن را همانند دوره سلامتى خودمان، چندان لمس