تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٧١
«جنگ مولود شكست سياست و ديپلماسى است»، نمىتواند مبناى منطقى داشته باشد. «١» ديپلماسى متداولترين شيوه برقرارى و تداوم روابط دولتها با يكديگر مىباشد.
ويژگى بارز ديپلماسى در قرون گذشته، مخفى و پنهان بودن آن بود؛ بدين معنا كه دولتها با مذاكرات مخفى، ايجاد اتحادها و ائتلافها و تصويب قراردادها و پيمانهاى محرمانه، منافع دولتهاى ديگر، حتى دولتهاى دوست خود را ناديده مىگرفتند. امروزه، به سبب بسط و گسترش روابط بينالمللى، تحولات تكنولوژيك، همبستگى و وابستگى متقابل واحدهاى سياسى به يكديگر، تعارضات ايدئولوژيكى، توسعه وسائل ارتباط جمعى، اهميت يافتن افكار عمومى، افول ديكتاتوريهاى كلاسيك و ظهور دموكراسيهاى نوين «٢»، ديپلماسى به صورت باز و آشكار درآمده است. دولتها ناچارند براى جلب حمايت افكار عمومى، مذاكرات مربوط به روابط خارجى را، هر چند به اختصار، در اختيار عامه قرار دهند. بعلاوه، با دخالت نيروها و عوامل متعدد در روند سياستگذارى خارجى، بستر مناسب براى پنهانكارى از ميان رفته است. در نهايت، به دليل گسترش روابط بينالمللى و ارتباط بسيارى از پديدهها و مسائل با يكديگر، نمىتوان همانند گذشته به مذاكرات و پيمانهاى محرمانه روى آورد.
كشورها براى استمرار روابط متقابل براساس همزيستى مسالمت آميز، از انواع شيوههاى ديپلماسى (مذاكره، چانه زنى، بده و بستان، وعده و وعيد، ترغيب، پاداش و تشويق، ملاقات سران، تهديد، كسب اطلاعات و ...) استفاده مىكنند. يك ديپلمات موفق و مجرب سعى مىكند با درك صحيح موقعيت، ارزيابى درست از منافع ملى و امكانات دولت خود و پيش بينى احتمالى رفتار ساير كشورها، شيوههاى مناسبى را جهت تحقق اهداف سياست خارجى در پيش گيرد. توفيق ديپلماسى يك كشور در عرصه روابط بينالمللى به عوامل و متغيرهاى مختلفى وابسته است كه تفصيل آن در اين مقال نمىگنجد.
٢- عوامل اقتصادى: گرايش ساختار جهانى به سوى بسط نيروها و عوامل اقتصادى با ظهور دولت رفاه يا دولت پر مسئوليت به كمال خود رسيد. از آن پس، ملاك موفقيت و