تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١١٣
مرحله، شكل گرفته بود و اينك نوبت تثبيت خاكريزها، تحكيم حوزههاى نفوذ و سازمان دادن بلوك شرق و غرب فرا رسيده بود. «١» سياست سدّ نفوذ غرب «٢» الف- تشكيل سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو):
تحكيم سلطه آمريكا بر اروپا كه با طرح مارشال حاصل شد، مستلزم تكميل آن با قراردادهاى نظامى و سياسى بود.
ماجراجويى اتحاد شوروى (سابق) در اروپا، زمينه مناسبى براى نزديكى و پيوند آمريكا و اروپا فراهم مىكرد. فرانسه و انگلستان براى مقابله با حمله احتمالى آينده، در سال ١٩٤٧ م، پيمان دانكرك را امضا كردند. در پى كودتاى نظامى پراگ كه سلطه كمونيستها بر چكسلواكى را قطعى مىساخت، اعضاى پيمان دانكرك با اعضاى كشورهاى بنهلوكس (هلند، بلژيك و لوكزامبورگ) به ايجاد پيمان نظامى بروكسل، در سال ١٩٤٨ م، رأى دادند. بر طبق اين پيمانها، حمله به هر يك از اعضا به مثابه حمله به تمامى اعضا تلقى مىشد و يك اتحاد دفاعى منطقهاى را به وجود مىآورد. اقدامات اتحاد شوروى در محاصره برلن، غربيها را مصمم ساخت كه مىبايست براى دفاع دستهجمعى تحت چتر ايالات متحده آمريكا چاره انديشى كنند. بدين منظور، پيمان واشنگتن مشهور به سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) در سال ١٩٤٩ م با شركت اعضاى پيمان بروكسل، آمريكا، كانادا، دانمارك، ايسلند، ايتاليا، نروژ و پرتغال به امضا رسيد. «٣» بر طبق اين پيمان، هر نوع حمله به هر يك از اعضاى پيمان، در حكم حمله به تمام اعضا بود و مىبايست با نيروى نظامى تمام اعضا، كه در واقع همان نيروى عظيم آمريكا بود، پاسخ داده شود. آمريكا در دهه ١٩٥٠ م با پيمانهاى «سيتو»، «سنتو» و «آنزوس»، سياست سد سازى را به نقطه اوج خود رساند. «٤»