تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٢٨
جهان سوم به عنوان يك قطب قدرت: روند استعمار زدايى بعد از جنگ جهانى دوم رو به فزونى نهاد و سرزمينهاى مستعمراتى، يكى پس از ديگرى، به استقلال دست يافتند. انديشهها و آرمانهاى رهبران قدرتمند برخى از جوامع جهان سوم- مانند جمالعبدالناصر، جواهر لعل نهرو، تيتو و سوكارنو-، منابع عظيم انسانى و طبيعى اين كشورها، تجربه تلخ استعمار و وجود حالت جنگ سرد در روابط بينالمللى، كشورهاى تازه استقلال يافته جهان سوم را به سوى تشكّل و تجمع سازمان يافته رهنمون ساخت.
چنين عواملى موجب شكل گيرى جنبش غير متعهدها (عدم تعهد) گرديد. تلاش چندين ساله كنفرانس آسيايى- آفريقايى، سرانجام، در ١٩٥٥ م در باندونگ به ثمر نشست و پايه نهضت عدم تعهد ريخته شد.
شالوده اين جنبش جهان سومى، بر تعادل در نظام بينالملل استوار بود. قصد اصلى بنيانگذاران را مىتوان بطور خلاصه در هماهنگى و همكارى براى پيشرفت و توسعه، ايفاى نقش موازنه مثبت در امور جهانى و كاهش تنش در روابط بين الملل، كمك به صلح و تاريخ و اصول روابط بين الملل ١٣٣ بر هم خوردن تعادل در حوزههاى نفوذ ص : ١٣٢ امنيت بينالمللى، پيگيرى سياست همزيستى مسالمت آميز و مبارزه با نژاد پرستى و استعمار بيان كرد. كنفرانسهاى سران در بلگراد (١٩٦١)، قاهره (١٩٦٤)، لوزاكا (١٩٧٠)، الجزيره (١٩٧٣) و كلمبو (١٩٧٦)، نتايج مثبت و مفيدى براى حل و فصل صلحآميز اختلافات و كمك به نهضتهاى آزادى بخش و محو استعمار و توازن در نظام بينالملل مربوط مىشود. «١» وحدت اروپا يا شكاف در بلوك غرب: اروپا در جنگ جهانى دوم، تمام توان خود را از دست داد و تا حدودى از گردونه قدرت بينالمللى خارج شد. رقابت ابرقدرتها و ترس آمريكا از توسعه كمونيسم، نتيجه مطلوبى براى اروپا داشت. كمك اقتصادى و نظامى آمريكا در قالب طرح مارشال و سازمان پيمان آتلانتيك شمالى، يك بار ديگر، رونق اقتصادى و حيات فرهنگى را در اروپا زنده كرد. نخستين آثار وحدت و يكپارچگى اروپاى غربى را مىتوان در سازمان همكارى اقتصادى اروپا كه متشكل از شانزده كشور در راستاى هماهنگ كردن فعاليتهاى جذب كمك طرح مارشال و بازسازى اروپا در سال