تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٩٣
اقيانوس آرام تصرف و جاى پايى در جزاير «آلوئتى» و «گينه نو» به دست آوردند؛ جايى كه ژاپن، در واقع، مىتوانست استراليا را مورد تهديد جدى قرار دهد. بدين سان، ژاپن همانند آلمان، در نخستين ماههاى نبرد، به عنوان يك فاتح تمام عيار، جلوه كرد و اقيانوس آرام و آسياى جنوب شرقى در دست او قرار گرفت.
جنگ در شمال آفريقا: نبرد در آفريقا، كش و قوسهاى زيادى داشت. نيروهاى ايتاليايى در سال ١٩٤٠ از ليبى به سوى مصر حركت كردند؛ جايى كه انگلستان داراى نيروى قدرتمندى بود. شكست ارتش ايتاليا و عقب نشينى تا مرزهاى ليبى، موجب تشكيل «سپاه آفريقا» از جانب آلمان به رهبرى مارشال «رومل» گرديد. مبارزه نيروهاى تحت فرماندهى رومل و نظاميان انگليسى به فرماندهى مارشال «مونتگمرى»، در نهايت، به شكست ارتش محور در «العلمين» منجر شد. امّا آنچه توازن قوا در آفريقا را به نفع متفقين تغيير داد، ورود نيروهاى تازه نفس آمريكايى به تعداد صدهزار نفر، به مراكش و الجزاير در سال ١٩٤٢ براى گشايش جبهه دوم بود. قواى محور از اين به بعد مىبايست طعم تلخ شكست بزرگ را بچشد و آفريقا را به ائتلاف متفقين تسليم كند.
جنگ در مديترانه و خاور نزديك: نبرد ناوگان دريايى در سطح درياها و زير درياها، همچنان ادامه داشت. برترى نيروى دريايى انگليس، مستقر در كانال سوئز و درياى مديترانه، موجب تلفات انسانى و خسارات زيادى به دولتهاى محور در تدارك به جبهه شمال آفريقا مىگرديد و ناوگان دريايى ايتاليا تا حدودى فلج شده بود. گشايش محورهاى جديد نبرد توسط نيروهاى مشترك انگليس و فرانسه آزاد- ارتش آزاديبخش وابسته به دولت در تبعيد ژنرال دوگل در لندن- در سوريه و فلسطين، در خاور نزديك، اين امكان را براى متفقين فراهم كرد تا در حفظ منابع نفتى در خاور ميانه، اطمينان خاطر بيشترى پيدا كنند، بويژه آنكه عراق، تحتالحمايه انگليس درآمده بود.
مرحله سوم جنگ (١٩٤٣- ١٩٤٥)
چرخش بزرگ در عرصه پيكار به نفع متفقين در سال ١٩٤٣ آغاز شد؛ هر چند نشانههاى روشنى از آن در سال قبل (١٩٤٢) به چشم مىخورد. جنگ در شمال آفريقا،