تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٨٤
صورتى كه هنگام بروز جنگ تنها دو لشكر از اين لشكرها آماده جنگ بودند. لهستان با داشتن يازده تيپ سواره، در برابر هر بيست تانك آلمانى، فقط يك تانك مىتوانست روانه ميدان كند و در مقابل هر هفت هواپيماى دشمن تنها يك هواپيما مىتوانست به پرواز درآورد. سنگر بندى استراتژيكى در طول ١٩٠٠ كيلومتر مرز، بسيار ضعيف و آسيبپذير جلوه مىكرد.
ارتش آلمان، مدرن، مجهز و مدرنيزه بود. ستاد ارتش آلمان در سال ١٩٣٩ مىتوانست ٥٤ لشكر آماده را وارد ميدان نبرد كند. از اين تعداد، شش لشكر آن زرهى و پنج لشكر آن مكانيزه بود. آلمان به تنهايى ٣٥٠٠ هواپيماى جنگى در اختيار داشت و مىتوانست طى دو هفته، ٥٦ لشكر ذخيره و احتياط را به خط كند. اين ارتش قوى و مدرنيزه در عرض مدت كوتاهى مىتوانست نيروى انسانى، تجهيزات و امكانات خود را مضاعف سازد.
تداركات ارتش فرانسه براى عمليات جنگى، مىتوانست با آلمان برابرى كند؛ هر چند محدوديتهاى ويژهاى داشت. فرانسه علاوه بر نيروهاى مسلح مستقر در آفريقاى شمالى و كوهستانهاى آلپ، ٥٥ لشكر آماده نبرد داشت كه بمراتب از نيروهاى آلمانى بيشتر بودند. در مقابل، فقط يك لشكر زرهى داشت و هواپيماهايش از چهارصد فروند تجاوز نمىكرد و تقريباً فاقد بمب افكنهاى مدل جديد بود.
نيروهاى زمينى انگليس تا حدودى ناچيز بود. اين كشور تنها دو لشكر آماده نبرد داشت، امّا از جهت توپخانه ضد هوايى، هواپيماهاى شكارى و ناوگان نيروى دريايى، قدرت قابل ملاحظه داشت. ارتش انگلستان بيش از ١٥٠٠ فروند هواپيماى شكارى و بمب افكن پيشرفته در اختيار داشت؛ امّا به لحاظ لشكر زرهى، ضعف مفرطى نشان مىداد:
كشورهايى كه در آيندهاى نزديك- بعد از آغاز جنگ در سال ١٩٣٩ م- به كارزار پيوستند، داراى تواناييهاى بالفعل و بالقوه قابل اعتنايى بودند. ارتش ايتاليا، اعم از كلاسيك و شبه نظامى، متشكل از ٦٧ لشكر بود. از اين تعداد، هيجده لشكر خارج از خاك ايتاليا يعنى در آلبانى، ليبى، آفريقاى شرقى و درياى اژه مستقر بودند. اين ارتش