تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٧٠
فريبكاريها بود، تا بدين طريق احساس نشود كه هيتلر اغراض خصمانه در سر مىپروراند. در اين راستا، آلمان با لهستان يك قرارداد عدم تجاوز متقابل ده ساله را در سال ١٩٣٤ م به امضا رساند؛ لهستانى كه بيشترين سهم از سرزمين و جمعيت آلمان را پس از جنگ جهانى اول و مطابق قرارداد صلح ورساى از آنِ خود كرده بود. اين حربه خوبى براى فريب سياستمداران و افكار عمومى اروپايى بود. هيتلر با اين عمل نشان مىداد كه هر چند از جامعه ملل خارج شده امّا قصد تجاوز به همسايگان را ندارد. «١» الحاق ناحيه سار به آلمان ناحيه سار از جمله سرزمينهايى بود كه بر اساس قرارداد صلح ورساى مىبايست تا سال ١٩٣٥ م، تحت اداره بينالمللى بوده و سپس سرنوشت آن با مراجعه به آراى عمومى و برگزارى همه پرسى، تعيين گردد. هيتلر با وقوف به اين مطلب، از سال ١٩٣٣ م تبليغات گستردهاى را براى جلب نظر مردم اين ناحيه در پيش گرفت. حزب نازى در منطقه فوق فعّال شده و با توسّل به حربههاى تبليغاتى و روانى، زمينه را براى الحاق آن به آلمان آماده ساخت. مردم آلمانى تبار اين ناحيه كه پيروزى و آينده مقرون به شكوفايى اقتصاى و اعتبار بينالمللى را در هيتلر خلاصه مىديدند، با رضايت كامل، با ٩٧% آراى مثبت، الحاق به آلمان را انتخاب كردند. بدين ترتيب، هيتلر به يكى ديگر از آرمانهاى ملّى ملت آلمان جامه عمل پوشانيد. «٢» اعلام نظام خدمت اجبارى سياست تسليح مجدد آلمان، از جانب آدولف هيتلر در سال ١٩٣٤ م اعلام شد.
تجديد تسليحات براى تحقق اهداف جاه طلبانه و بلند پروازانه هيتلر، امرى ضرورى و اجتناب ناپذير بود. در اين راستا، محدوديتهاى در نظر گرفته شده در قرارداد صلح ورساى، به طور كلى، فراموش شد و ساخت تسليحات و تجهيزات براى تشكيل ارتشى بزرگ و ناوگان دريايى عظيم آغاز شد. براى تأمين نيروى انسانى مورد نياز اين ارتش