تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٦٨
رژيم توتاليترى شبيه رژيمهاى حاكم بر آلمان و ايتاليا به وجود آورد. اين جنگ نشان داد كه تا چه اندازه جبهه فاشيستها، مستحكم و پايدار و جبهه دموكراسى از هم پاشيده است. «١» هيتلر و سياستهاى توسعه طلبانه آلمان كشور آلمان كه در جنگ جهانى اوّل شكست خورد، ناچار شد با امضاى پيمان صلح ورساى، تحميلات و پيامدهاى آن را بپذيرد. اين كشور مغلوب، به دليل پذيرش مسؤوليت جنگ، طبق ماده ٢٣١ معاهده صلح ورساى، تمام متصرفات مستعمراتىاش را از دست داد، بخش قابل توجهى از سرزمين و مردمش را به همسايگان واگذار كرد، ارتش متفقين براى ضمانت اجراى معاهده صلح در خاكش ماندگار شد و حقوق يك دولت مستقل- از جمله تأسيس ارتش- از آن سلب گرديد. چنين تحميلاتى در حكم تحقير ملت آلمان بود؛ ملّتى كه با وجود تواناييهاى بسيار، اينك ناچار بود به عنوان يك دولت ضعيف، تحقير شده و شكست خورده، نقش بازى كند. هيتلر و حزب ناسيونال سوسيال وى از چنين محيط مساعدى بهره گرفته و به قدرت سياسى آلمان دست يازيدند. «٢» مشكلات روانى، اجتما تاريخ و اصول روابط بين الملل ٧٣ آنشلوس(الحاق اتريش به آلمان)
ص : ٧٢ عى، اقتصادى و سياسى ملت آلمان با وقوع بحران اقتصادى ١٩٢٩ دو چندان شد. بيكارى در سطح شش ميليون نفر به عنوان يك بحران سياسى و اجتماعى مطرح گشت و طبقات متوسط، نظاميان، دانش آموزان و اقشار وسيعى از مردم با ترس از كمونيسم، به جبههاى روى آوردند كه همواره در تبليغات گسترده خود، قول حل بحرانهاى كشور و ملت آلمان و ضديت با كمونيسم را به مردم مىداد. اين جزو خوش اقبالى هيتلر بود كه تحولات و شرايط محيطى و روانى، بطور مجموعهاى، در راستاى به قدرت رسيدن او عمل مىكردند. «حزب نازى» در انتخابات راشيتاگ- پارلمان آلمان- در سال ١٩٢٤، تعداد ٣٢ كرسى به دست آورد، در حالى كه همين حزب در انتخابات ١٩٣٣ به ٢٨٨ كرسى دست يافت. اين اكثريت در پارلمان، «هيند نبورگ» رئيس جمهور آلمان را وادار مىكرد كه رهبر حزب يعنى «هيتلر» را به صدر اعظمى