تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٥٨
مستلزم واكنش مناسب در برابر متجاوز و اتخاذ اقدام دسته جمعى ساير دولتها بود.
روش برخورد جامعه ملل با اشغال منچورى، برخى از كاستيهاى اين سازمان بينالمللى را براى ايفاى نقش اساسى خود؛ يعنى حفظ صلح و امنيت بينالمللى، آشكار ساخت.
شوراى اجرايى جامعه ملل، در پاسخ به شكايت دولت چين نسبت به تجاوزات ژاپن در اين كشور، قطعنامهاى را تصويب و صادر كرد كه در آن از ژاپن درخواست شده بود تا نيروهاى خود را از منچورى فراخوانده و در مقابل دولت چين نيز امنيت و داراييهاى اتباع ژاپنى را ضمانت و تأمين كند. چنين اقدامى، گردن نهادن به خواسته متجاوز و مشروع دانستن درخواستهاى او تلقى مىشد. ژاپن با مشاهده چنين تساهل و مدارايى، از خروج نيروهاى خود از منچورى امتناع ورزيد و خواستههاى جديدى را طرح كرد.
شوراى جامعه ملل، براى بررسى وضعيت در محل، كميسيونى را به رياست «لرد ليتون»، مأمور تحقيقات در منچورى كرد. گزارش «لرد ليتون»، آشكارا به دست نشانده بودن حكومت منچوكو- حكومت وقت منچورى به رهبرى «پوئى»- اشاره داشت. پس از آنكه استقلال منچورى و تضمين حاكميت آن از جانب ژاپن- به عنوان يك دولت تحت الحمايه- اعلام شد، جامعه ملل با تصويب گزارش ليتون، رأى به عدم شناسايى دولت منچوكو داد و اين حكم، از نظر عملى، براى دولت ژاپن هيچ ضرر يا خطرى نداشت. بدين ترتيب، جامعه ملل با ضعف رفتار و عملكرد خود بطور تلويحى، و ضمن عدم مجازات سخت، متجاوزان ديگر در آينده را آشكار مىساخت. «١» جنگ چين و ژاپن در ١٩٣٧ اقدام مهم ديگر ژاپن در راستاى سياست توسعه ارضى، حمله گسترده به سرزمين چين در سال ١٩٣٧ م بود. دولت ژاپن قصد آن داشت تا «نظم و صلح» را در خاور دور، به دست خويش و بدون مداخله قدرتهاى ساير قارهها، برقرار سازد؛ نظم و صلحى كه با منافع رو به تزايد ژاپن، هماهنگ و همسو باشد. تحقق اين آرمان، آنگاه كه در سايه روشهاى مسالمت آميز، ممكن نباشد، با تكيه بر زور و قوه قهريه، جامه عمل مىپوشد.
سرزمين پهناور و داراى منابع بيكران چين، كه هنوز درگير جنگ داخلى، تجزيه و فقدان