تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٣٠٦
برابرى دولتها در استيفاى حق آزادى، استقلال و حاكميت، عدم توسل به زور و نفى تجاوز، حمايت از مبارزات حق طلبانه و جنبشهاى رهايى بخش، عدم مداخله در امورى كه در صلاحيت اراده ملتهاست، مقابله به مثل، لزوم قراردادهاى بينالمللى، حكميت و حل مسالمت آميز اختلافات بينالمللى «مبناى روابط صلحآميز دولتها و ملتهاست. «١» ٢- اسلام با بهرهگيرى از دو استراتژى «دعوت» و «جهاد» براى آگاه سازى و رهايىبخشى ملتها و از ميان بردن استكبار و آثار آن، در مرحله دوم از تز تشكيل حكومت جهانى واحد، و تأسيس يك نهاد حقوقى و حقوق اساسى بينالملل دفاع مىنمايد.
٣- در مرحله سوم، در روند حركت به سوى همگونى در فكر، عقيده و آرمان، با ادامه استراتژى دعوت و جهاد، در نهايت، زمينه براى اجراى طرح جامعه واحد جهانى و تشكيل امت همگون و امامت شايسته فراهم مىشود. اين طرح آرمانى اسلام، در دراز مدت جامه عمل به خود مىپوشد. «٢»