تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٨٨
تعقيب منافع ملى و خواستن همه چيز براى رفاه ملّى خود و ... زمينههاى مساعدى را براى سياستهاى جنگ طلبانه فراهم مىسازد. در واقع، اين جنبههاى ناسيوناليسم، آن را به عنوان يكى از عوامل موجده جنگ قرار داده است. يكى از ريشههاى جنگهاى اروپايى در قرن نوزدهم و جنگهاى جهانى اوّل و دوّم را پديده ناسيوناليسم دانستهاند.
ايالتهاى «آلزاس و لُرن»، «ايالتهاى آزاد نشده ايتاليايى»، «مليتهاى تحت اداره اطريش- هنگرى» و «مردم سرزمينهاى بالكان»، موجبات برافروختن شعلههاى جنگ جهانى اوّل بودهاند كه وجه مشترك همه آنها، روح ستيزه جويى ناسيوناليسم و رسيدن به يك ملّت واحد بود. «١» گسترش ملّىگرايى در قارههاى آسيا و آفريقا كه تحت استعمار اروپاييان قرار داشتند، از علل مهم جنگهاى ضد استعمارى و مبارزات نهضتهاى آزادى بخش محسوب مىشود. احساس و تفكر تشكيل ملّت مستقل و مبارزه مسلحانه عليه سلطهگران استعمارگر، سرآغاز و منشأ جنگهاى متعددى بعد از جنگ جهانى دوم بوده كه جنگ آزادىبخش الجزاير عليه استعمار فرانسه، يكى از نمونههاى آن است. «٢» ٣- تنازع بقا و فضاى حياتى «٣».
تئوريسينهاى معتقد به «داروينيسم اجتماعى» «٤»، ريشه جنگ را در تنازع بقا مىدانند. «داروين»، زيست شناس مشهور اروپايى، نظريه «انتخاب اصلح» را در ميان جانوران ارائه داد. زندگى جانوران در طبيعت بر اين اصل استوار است: مبارزه براى زيستن و زنده ماندن. در اين مبارزه، اصلحِ موجودات يعنى قوىترين آنها زنده خواهند ماند و به طور طبيعى، طبقه ضعيف و ناتوان از ادامه حيات باز مىماند. بدين سان، تنازع و جنگ به عنوان يك امر طبيعى، پذيرفته شد تاريخ و اصول روابط بين الملل ٢٩٣ تعريف صلح ص : ٢٩٣ ه و حكم به حقّانيت آن داده شد. «٥».
،،،