تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٨
درآوردند. اين عمليات جنگى نيز در جبهه شرق چندان پايدار نماند و ارتشهاى طرفين ناچار شدند در سنگرهاى دفاعى، در برابر يكديگر جبههگيرى كنند. «١» جنگ در منطقه بالكان، شكل خاصى داشت. سه بار حمله اتريشيها عليه صربستان، پيروزى در پى نداشت، تا اينكه پيوستن دولت عثمانى و بلغارستان به متحدين، راه فتح صربستان را هموار كرد. نبرد طرفين درگير در درياها، به طور كامل به نفع متفقين بود.
نيروى دريايى برتر انگلستان، توانست به آسانى سواحل آلمان را محاصره كند و تمام ناوگان آلمان را از درياهاى بزرگ خارج نمايد. انگلستان با توسل به همين نيروى عظيم دريايى خود، مستعمرات آلمان در اقيانوس آرام و آفريقا را از آن خود كرد. «٢» دوران بنبست و جنگهاى فرسايشى زمانى كه جنگ در غرب اروپا و پروس شرقى به ركود كشيده شد، مرحله جديدى از جنگ يعنى دوره طولانى بنبست آغاز شد. اين بنبست طى دو سال بعد، بدون آنكه تأثيرى بر نبرد بگذارد، به جبهههاى ديگر اروپا گسترش يافت. در سالهاى ١٩١٥ و ١٩١٦، نبردهاى «وردن» و «سوم» مهمترين عمليات بود كه نشانه بن بست جبههها نيز تلقى مىشد. آلمان در نبرد «وردن» تصميم گرفت دژ «وردن» فرانسه را تصرف كند كه ايستادگى ژنرال پتن، با تلفات سنگين براى هر دو طرف، ناكامى را نصيب ارتش آلمان كرد. حمله انگليسها در نزديكى رودخانه «سوم» نيز هر چند با عقبنشينى آلمانيها همراه بود، امّا شكافى در جبهه مستحكم آلمان باز نكرد. در اين دوران، جنگ زير دريايى هم كه آلمان عليه كشتيهاى جنگى و تجارى متفقين به كار گرفت، با تهديدات ايالات متحده آمريكا، به بنبست كشيده شد. «٣» جنگ به صورت فرسايشى درآمده بود؛ بدين معنا كه هر كشورى فكر مىكرد با ايستادگى و مقاومت بيشتر، مىتواند جنگ را ببرد و پيروزى را از آنِ خود كند. از اين رو، حمله به غير نظاميان و تأسيسات صنعتى در پشت جبههها اهميت يافت و آلمان دوباره ناچار شد براى قطع ارتباطات تجارى و بازرگانى انگليس