تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٦٨
ساختار رسمى ١- قوه مج تاريخ و اصول روابط بين الملل ٢٧٢ ابزارها و تكنيكهاى اجراى سياست خارجى ص : ٢٧٠ ريه: اين قوه، مسؤوليت مستقيم طرح و اجراى سياست خارجى را به عهده دارد. اين امر، شايد تا حدود زيادى، به سوابق تاريخى اين نهاد به عنوان تنها مركز هدايت امور خارجى باز گردد. در گذشته، سلاطين و پادشاهان به طور انحصارى روابط خارجى را در دست داشتند. در دنياى معاصر، علىرغم ظهور تفكيك قوا و محدوديت اختيارات قوه مجريه، هنوز هم در مسائل سياست خارجى، قوه مجريه، ابتكار عمل را در دست دارد؛ زيرا هم استفاده از زور به طور انحصارى در اختيار اوست و هم اينكه منابع و اطلاعات ارزشمند براى طرح و اجراى سياست خارجى در دست او قرار دارد. «١» قوه مجريه توسط پادشاه، رئيس جمهور يا نخست وزير، هيأت وزيران بويژه وزير امور خارجه، دستگاه بوروكراسى (بويژه دستگاههاى درگير با مسائل خارجى)، ارتش و سازمانهاى اطلاعاتى و جاسوسى، هدايت و تنظيم سياست خارجى را به عهده دارند.
رئيس حكومت مىتواند از طريق تعيين سفرا و وزير امور خارجه، پذيرش استوارنامههاى سفراى كشورهاى ديگر و ملاقات سران، نقش بسزايى در سياست خارجى ايفا كند. «٢» هيأت وزيران به عنوان مركز تصميم گيريهاى داخلى و خارجى، بويژه از طريق وزير امور خارجه، روند سياستگذارى خارجى را از نظر اجرا و عمل تعيين مىكند.
مجموعه تشكيلات و ادارات درگير با مسائل خارجى، از قبيل وزارت اقتصاد، آموزش عالى، صنايع و ...، امروزه به نحو مؤثرى، انحصار سياست خارجى توسط وزارت امور خارجه را شكستهاند. فرآيند طرح، اجرا و ارزيابى سياستهاى مربوط، موجب مىگردد كه نظام ادارى اين وزارتخانهها در تصميمگيرى سياست خارجى، دخالت داده شوند. با اين حال هنوز وزارت خارجه و سازمانهاى وابسته به آن، كنترل و نظارت برتر خود را بر روابط خارجى حفظ كرده است.