تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٦٦
خارجى قرار نمىگيرد. «١» سياست خارجى، چنانكه بصراحت در تعريف آن آمده است، شامل سه مرحله «تدوين»، «اجرا» و «ارزيابى» است. در مرحله تدوين، سياستمداران با ملاحظه اطلاعات ديپلماتها و دستگاه سياست خارجى و همچنين با در نظر گرفتن منافع و اهداف ملى، سياست خارجى را تنظيم مىكنند؛ يعنى چه نوع روابط يا موضعگيرى و با كدام كشور.
مرحله اجرا به روند تحقق اهداف سياست خارجى ارتباط دارد كه شامل «روشها و ابزارها و تكنيكهاى» اجراى سياست خارجى است، بدين معنا كه آيا از روش مذاكره يا تهديد استفاده شود، بعلاوه، كداميك از عوامل سياسى، اقتصادى، نظامى و فرهنگى در اجراى تصميمات مورد نظر بايد به كار گرفته شود. ارزيابى سياست خارجى به ميزان موفقيتها و شكستها در فرآيند اجراى سياست خارجى مربوط مىشود. اين امر، موجب تصحيح و تعديل سياستگذارى خارجى، مىشود.
تفاوت سياست داخلى و خارجى در تجزيه و تحليل سياست خارجى بايد به تفاوت آن با سياست داخلى اشاره كرد؛ زيرا تفاوتهاى اصولى و زيربنايى در اين دو حوزه، در شناخت ما از مطبوعات و پديدههاى خارجى مؤثر است. اين تفاوتها در چهار زمينه «عرصه و قلمرو»، «حاكميت»، «ابزارها و روشها» و «اهداف» قابل تبيين است.
عرصه سياست داخلى در قلمرو مرزهاى كشور است، حال آنكه ميدان اجراى سياست خارجى در وراى مرزهاى كشور قرار دارد. تصميم گيرندگان، هنگام تدوين و تصويب قوانين در مورد امور داخلى، به اين نكته توجه دارند كه محيط و شرايط داخلى تا چه اندازهاى پذيراى آنهاست. در مقابل، سياستگذاران خارجى به محيط بينالمللى و شرايط ساير كشورها توجه مىكنند. هرگاه اين زمينهها، بسترى مناسب براى تحقق آرمانها و اهداف دولت باشد، در آن موارد، تصميم مناسب را مىگيرند.
حاكميت در داخل، تام است ولى در خارج، ناقص؛ بدين معنا كه دولت در اعمال