تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٤٧
معنا كه نوع حكومت از چه طيفى است؟ زمامداران جامعه چگونه به قدرت مىرسند؟
ميزان صلاحيتها و اقتدار نهادهاى سياسى و روابط آنها با يكديگر به چه صورت مىباشد و سرانجام آيا حكومت و حكومت كنندگان در نزد فرمانبرداران يعنى مردم، مشروعيت دارند يا خير؟
دولتها از لحاظ سياسى و ادارى به اشكال و صورتهاى مختلف در طول تاريخ زندگى اجتماعى بشر ظهور كردهاند. فلاسفه و دانشمندان سياسى با توجه به حكومتهاى موجود و آرمانى، طبقه بنديهاى مختلفى از حكومت ارائه كردند. تقسيم بندى سنّتى «١» و نوين «٢» از حكومتها، از يكسو، اشاره به سازمان سياسى موجود در جامعه داشته و از سويى ديگر، بيانگر ايده آلهاى فلاسفه و دانشمندان مىباشد. در هر صورت، شكل و ساختار حكومت در نحوه تصميم گيرى، مشاركت مردمى و سرعت عمل تصميم گيرندگان، نقش اساسى دارد. چنانچه، نظامهاى متمركز به آسانى در موارد بحران، تصميم گيرى مىكنند، در حالى كه نظامهاى دمكراتيك با توجه به تعارض منافع سازمانها و نهادهاى مختلف، به مدت طولانىترى ب تاريخ و اصول روابط بين الملل ٢٥٣ تعريف قدرت ص : ٢٥١ راى اخذ تصميم نياز دارند.
قواى عمومى حكومت، شامل سه قوه مجريه، مقننه و قضائيه است. ميزان صلاحيتها و اختيارات اين قوا و روابط آنها با يكديگر، بيانگر تفكيك يا اختلاط قواست؛ همان طور كه بيانگر تفكيك مطلق يا معتدل نيز مىباشد. هر يك از جنبهها، در چگونگى اقدام و يا انعقاد قراردادهاى بينالمللى مؤثر است. بطور مثال نقش قوه مقننه در تصويب قراردادها مىتواند قدرت قوه مجريه را مهار و تعديل كند. در اين رابطه، سناى آمريكا با عدم تصويب قرارداد «ورساى» «٣» و قرارداد «سالت دو» «٤»، مهمترين نقش را در سياستگذارى خارجى ايفا كرد.
مشروعيت حكومت و نظام سياسى بر نقش مهم هماهنگى بين ارزشهاى مورد قبول