تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٤٢
سياسى بررسى مىشود شامل وسعت، موقعيت و شكل كشور است.
وسعت سرزمينى يك دولت، امكانات بالقوهاى را مىتواند فراهم كند كه دولتمردان با تكيه بر آنها سياستهاى اقتصادى، دفاعى و سياسى خود را به نحو مطلوبترى تدوين و اجرا كنند. اگر سرزمين وسيع داراى اقليم مناسب و منابع غنى باشد، بهترين بستر براى رشد اقتصادى واقع مىشود. از نظر دفاعى نيز امكان مقاومت و دفاع در يك سرزمين وسيع، بيشتر از قلمرو محدود است؛ چنانچه كشور كويت به علت همين محدوديت سرزمينى، به آسانى و طى چند ساعت، به اشغال نيروهاى عراق در سال ١٩٩١ م/ ١٣٦٩ ش درآمد؛ «١» در مقابل، دولت روسيه در مقابل تهاجم ناپلئون بناپارت در سال ١٨١٢ «٢» و اتحاد شوروى در مقابل تاريخ و اصول روابط بين الملل ٢٤٧ عناصر متشكله دولت ص : ٢٣٩ يورش سربازان هيتلر در سال ١٩٤٣ توانست ايستادگى كند. «٣» به لحاظ سياسى، سرزمين هموار، ارتباط مركز حكومت را با سراسر قلمرو تحت پوشش، آسان كرده و در زمينه همگرايى و وحدت بخشى نيز نقش مثبت ايفا مىكند.
توسعه ارضى از طريق «اشغال»، «مرور زمان»، «كشور گشايى»، «واگذارى» و «توسعه طبيعى» انجام مىگيرد. دولتهاى استعمارگر اروپايى، با اشغال سرزمينهاى آمريكاى لاتين، آسيا و آفريقا، آنها را جزو قلمرو امپراتورى خود قلمداد مىكردند. مرور زمان به اين قاعده اشاره دارد كه اگر قلمرو مورد ادعاى يك دولت، براى مدت طولانى در اشغال دولت ديگر باشد، بدون اينكه با مخالفت جدى دولت اول رو به رو شود، حاكميت آن به كشور اشغالگر داده خواهد شد. روش كشور گشايى، يكى از متداولترين راههاى توسعه سرزمين در ادوار تاريخ بوده است، هر چند امروزه ديگر منسوخ شده است. واگذارى هم به خريد و هم به معامله و بده و بستان سرزمينهاى مرزى يا جزاير دلالت دارد.
توسعه طبيعى نيز دستيابى به سرزمينهاى جديد از راه فرايندهاى طبيعى است كه بطور اخص در اثر تغيير تدريجى مسير رودخانههاى بينالمللى، صورت مىگيرد. «٤»