تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٣٩
با انقلاب كبير فرانسه (١٧٨٩ م) نظام دولت ملّى به مرحله كمال خود رسيد، در حالى كه حاكميت قبل از انقلاب، تنها در شخص پادشاه خلاصه مىشد و او مظهر حاكميت كشور به شمار مىرفت؛ بعد از انقلاب فرانسه، آرمان «حاكميت ملّى» در عرصه سياست و حكومت، جولان يافت. بطور خلاصه، نظام «دولت- كشور» كنونى، واجد ويژگيهايى است كه نظام دولتهاى برشمرده پيشين فاقد آنها بودهاند. اين ويژگيها عبارتند از:
١- تثبيت مرزها: قلمرو جغرافيايى يك دولت بدقت مشخص شده و حفظ تماميت ارضى، از اهداف حياتى و اوليه هر كشور قلمداد مىشود.
٢- كانون وفادارى: كانون وفادارى از قبيله، شهر و استان به جامعه كل منتقل شد و جامعه سياسى مستقل، مركز وفادارى قرار گرفت.
٣- حاكميت ملّى: اراده مردم، ايجاد كننده حاكميت گرديد و از اين رو، صاحبان اقتدار مىبايست بنا به اراده و خواست ملّت تعيين شوند.
٤- استقلال: تصميمگيرى در سطح سياست داخلى و خارجى، بدون نفوذ و اراده مستقيم ديگر كشورها، در دست دولتمردان منتخب ملت مىباشد.
٥- رفاه و منافع ملّى: مشروعيت نظام دولت- كشور به تطابق دادههاى آن با نهادهها (درخواستها و حمايتها) مىباشد. راهنماى سياست داخلى براى سياستگذاران، رفاه ملّى و براى سياست خارجى نيز، منافع ملى مىباشد.
عناصر متشكّله دولت ١- مردم (جمعيت): «١» نخستين شرط پيدايش و تأسيس دولت، تجمّع و تشكّل عدهاى از انسانهاست. دولت، بزرگترين سازمان اجتماعى در طول تاريخ مىباشد كه لزوماً اجتماعى از مردم، آن را شكل مىدهد. ميزان جمعيت در تشكيل دولت، ملاك و معيار خاصى ندارد. دولتهايى مانند چين با بيش از يك ميليارد نفر و برونئى با جمعيتى بالغ بر ٠٠٠، ٢١٨ نفر، هر دو جزو دولت محسوب مىشوند، هر چند از نظر قدرت با هم برابر نيستند.