تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ٢٣٧
به جاى مفهوم دولت- كشور نيز به كار مىرود.
شكل گيرى دولت- كشور دولت به عنوان سازمان اجتماعى صاحب قدرت، از ديرباز در جامعه انسانى نمود يافت. دولت همزاد جامعه است، بدين معنا كه همزمان با تأسيس جامعه- گروهى متشكّل، منظم و داراى روابط عميق و مستمرّ- «١»، ضرورت ايجاد دولت نيز احساس شد.
بسيارى از نيازهاى اجتماعى مىبايست از طريق اراده عمومى و همگانى برآورده شود و اين امر، بستر پيدايش دولت را فراهم كرد. نظريه پردازان دولت، زمينهها و بسترهاى ديگرى را نيز طرح كردهاند. «٢» با آنكه دولت يك پديده تاريخى است و قدمت آن به دوران ماقبل تاريخ (تاريخ غير مُدوّن و ثبت نشده) مىرسد، «دولت- كشور» پديدهاى نوين و اروپايى است. «٣» نظام دولت نوين كه مهمترين مشخّصه آن، «حاكميت» است براى نخستين بار در اروپاى باخترى ظهور كرد و سپس در قارههاى ديگر رواج يافت. جهت درك آسانتر مفهوم دولت- كشور، مناسب است به اختصار تحول س تاريخ و اصول روابط بين الملل ٢٤٢ عناصر متشكله دولت ص : ٢٣٩ يستم دولت را بيان كنيم.
نخستين سازمانهاى سياسىِ مقياس بزرگ، يعنى دولتها، و نظامهاى دولتى كه سوابقى از آنها در اختيارمان است، حدود پنج هزار سال پيش از ميلاد در درههاى دجله و فرات و نيل، و اندكى بعد در درههاى رود بزرگ چين پديدار شدند. «٤» اين نظام دولت، شامل سه عنصر مردم، سرزمين و حكومت بود، امّا در واقع شكل جا نيفتاده دولت بود. «٥» هنوز حدود قلمرو دولتها بدقت تعيين نشده بود و ملّتهاى مختلف، تحت پوشش حكومت واحد قرار گرفته و مردم به علت پراكندگى جغرافيايى،