تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٩٧
جنگها و نزاعهاى ميان آدميان، وجود احساسات ناسيوناليستى باشد. بعلاوه، تجربه تاريخ انسانى بيانگر آن است كه قوانين تدوين شده انسانى هرگز نتوانسته حق و عدالت را به بار آورد. حاكميت قانون الهى در جامعه بينالمللى موجب برخوردارى انسانها از عدالت واقعى گرديده و ريشه بسيارى از منازعات از بين مىرود. حاكميت الهى در جهان، زمينه رشد و تعالى بشريت را در تمام ابعاد فراهم كرده، مايه وحدت در هدف و عمل مىشود و از اين طريق به همبستگى نوع انسان منجر مىگردد.
اركان ساختار نظام مطلوب جهانى عناصر چهارگانه «رهبرى»، «امت واحده»، «قانون» و «حاكميت»، زير بناى نظم مطلوب اسلامى را تشكيل مىدهد كه به بررسى مختصرى از هر يك اكتفا مىشود. رهبرى امامت و رهبرى در نظام جهانى آرمانى اسلام، مركز وحدت و يكپارچگى جامعه بشرى است. امام، زعامت معنوى و سياسى را به عهده گرفته، احكام و فرامين الهى را با تكيه بر ايمان و آگاهى مردم عملى مىسازد. امام در اين مقام، داراى چهار ويژگى ذيل است كه به ايشان و مردم جهان، امكان مىدهد تا حكومت واحد جهانى را بنياد نهد.
الف- مركزيت و قطب ايدئولوژيك (عقيدتى): بر پا كننده حكومت جهانى اسلام، امام دوازدهم، حضرت مهدى (عج)، زمامدار بر حق جهان و هدايت كننده مردم به سوى حق تعالى است. امام از آنجا كه واسطه فيض الهى است، بايد محور حركت و فعاليت بشريت قرار گيرد. كُلِّ جامعه و امت در گرداگرد امام به گردش در آمده و امام هسته مركزى و نگهدارنده و نظم دهنده جامعه مىباشد. حضرت على (ع) در خطبه شقشقيه، امام را به «قطب الرّحا» يعنى محورى كه سنگ آسياب به دور آن مىچرخد، تشبيه كرده است.
«وَ انَّهُ لَيَعْلَمُ انَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحا» «١» در حالى كه او (خليفه) نيك مىدانست كه موقعيت و نقش من چون قطب در سنگ آسياب