تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٨٥
بود، با آغاز و طولانى شدن جنگ جهانى اول (١٩١٤- ١٩١٨)، از كالبد خارج شد و عمرش به سر آمد. تاسيس جامعه ملل و ميثاق آن، آغاز «سيستم امنيت دسته جمعى» بود.
سيستم امنيت دسته جمعى: قدرتهاى فاتح جنگ جهانى اول، با يك نگرش ايدهآليستى، اقدام به تأسيس جامعه ملل، به عنوان يك سازمان بينالمللى حافظ صلح و گسترش همكارى در جامعه جهانى كردند. امنيت، در سيستم امنيت دسته جمعى، يك پديده عمومى و همگانى بود؛ پديدهاى كه تنها با تأمين آن براى همه دولتها و ملتها، پرهيز از توسل به زور و در پيش گرفتن راه حل مسالمت آميز براى حل و فصل اختلافات را مىتوانستند به عنوان قاعده عمومى در رفتار دولتها حاكم گردانند. هر چند، در سالهاى نخستين پس از جنگ، كار آمدى امنيت دسته جمعى با شك و ترديد تلقى شد، امّا بين سالهاى ١٩٢٥ تا ١٩٢٩، تقريباً همه قدرتهاى بزرگ، امنيت دسته جمعى را پايه و اساس روابط و رفتار خود قرار دادند. دهه ١٩٣٠، دهه آزمون جامعه ملل و امنيت دستهجمعى بود. تجاوزات واقع شده در اين دهه و آغاز جنگ جهانى دوم، نشان داد كه اين نظام نمىتواند صلح و امنيت بينالمللى را به طور پايدار تأمين و حفظ كند. پس از پايان جنگ جهانى دوم (١٩٤٥) و ظهور دو قدرت برتر و فاتح (آمريكا و شوروى) نظام بينالملل به صورت دو قطبى درآمد.
در نظام دو قطبى، روابط دو ابرقدرت، در ابعاد «ايدئولوژيك، سياسى، اقتصادى و نظامى»، توأم با رقابت و خصومت بود. جنگ سرد سالهاى ١٩٤٥ تا ١٩٦٢، بيانگر اين روابط تخاصم آميز است. جنگ كره، جنگ ويتنام، بحران كانال سوئز، ديوار برلين، بحران موشكى كوبا و دهها مورد از اين نمونه، همگى از نمودهاى بارز اين نوع روابط و نظام مىباشد. آمريكا و شوروى، زير چتر نظام دو قطبى، دنيا را به مناطق نفوذ خود تقسيم كردند، اتحاديههاى نظامى و اقتصادى در مقابل يكديگر ايجاد كرده و هر يك در بالاى هرم سلسله مراتب اقتدار، به سردمدارى بلوكهاى شرق و غرب، پرداختند. آنها همچنين، رقابت تسليحاتى استراتژيك و نيروهاى هستهاى را به نقطه اوج خود رساندند. نظام دو قطبى حدود ٤٥ سال حاكميت بر جهان، مراحل زير را سپرى كرد: