تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٥٨
غولهاى اقتصادى رو به رشد آسياى جنوب شرقى را در كنار خود دارد) خواهد بود.
شاخصهاى اقتصادى، جمعيتى، علمى و تكنولوژيك اين قطبهاى اقتصادى، تا حدودى غبار از چهره تيره و تار قرن آينده خواهد شست.
اروپا با يكپارچگى خود به صورت بزرگترين بازار اقتصادى جهان از آغاز تاريخ تا كنون در مىآيد. اكنون كه جمعيت كشورهاى عضو اتحاديّه تجارت آزاد اروپايى (افتا) «١» به ٢٢٧ ميليون جمعيت جامعه اروپا افزوده شده است، جمعيت آن به ٣٨٠ ميليون مىرسد. آمريكا و ژاپن نگرانند كه ادغام اقتصادى اروپا، فروش محصولات آنها را در اين قاره دشوارتر خواهد كرد؛ حتى اگر اروپا به قطب اقتصادى تبديل نشود، نفوذ در بازارهاى آن دشوارتر خواهد بود. يك اروپاى متحد، با توليد ناخالص ملى بيشتر از آمريكا، تبديل به يك «دژ اروپا» مىگردد كه امتيازات آن، بمراتب، بالاتر از كاركرد جداگانه فعلى كشورهاى اروپايى است. «٢» نگاهى به آمار زير، اهميت اين غول عظيم اقتصادى را بيشتر نمايان مىسازد. به موجب گزارشى كه در سالنامه سال ١٩٩٢ مجله معتبر اكونوميست لندن چاپ شده، سهم كشورهاى مختلف جهان از سه تريليون و پانصد ميليارد دلار (٠٠٠، ٠٠٠، ٠٠٠، ٥٠٠، ٣) كل صادرات سال ١٩٩٠ جهان به شرح زير بوده است:
جامعه اروپا (بازار مشترك) ٣٩% آمريكا و كانادا ١٥% ژاپن ٨% اتحاديه تجارت آزاد اروپا ٦% كشورهاى كمونيست سابق ٦% بقيه كشورهاى جهان ٢٦%