تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٤٥
جمعيت و ذخاير عظيم معدنى داشت، در ٢٤ اوت استقلال خود را اعلام كرد و «لئونيد كراوچوك»، نظريه پرداز سابق حزب كمونيست، به رياست جمهورى آن رسيد. پارلمان روسيه سفيد نيز روز بعد، استقلال و جدايى اين جمهورى را از اتحاد شوروى به تصويب رساند. مخالفتهاى بيهوده يلتسين با اوكراين به جايى نرسيد و سرانجام، اين سه جمهورى بزرگ و مهم (روسيه، اوكراين و روسيه سفيد) در هشتم دسامبر سال ١٩٩١، انحلال اتحاد جماهير سوسياليستى را اعلام كردند، با اين شرط كه روند تأسيس جامعه مشترك المنافع پيگيرى و تعقيب شود. «١» نظام بينالملل، پس از فروپاشى اتحاد شوروى، دچار تحول عميق و بنيادى گرديد.
نظام دو قطبى با فرو ريختن يك پايه اساسى آن (اتحاد شوروى و رهبر بلوك شرق) ديگر معنا و مفهومى نداشت. ايالات متحده آمريكا كه خود را در مبارزه عليه رقيب، پيروز و فاتح جلوه مىداد، درصدد بهرهبردارى كامل از اوضاع و شرايط موجود برآمد. اروپاى شرقى كه يوغ بندگى مسكو را حدود پنجاه سال به گردن داشت، طعم شيرين آزادى و استقلال را چشيد. ايدئولوژى ماركسيسم و كمونيسم كه به بن بست رسيده بود، به گورستان تاريخ سپرده شد. نظم حاكم بر آينده كه در حال تكوين بود، با هياهوى آمريكا مبنى بر «نظم نوين جهانى»، تيره و تار گرديد و اينها همه از پيامدهاى اضمحلال امپراتورى شوراها بود.
آزادى و رهايى اروپاى شرقى اروپاى شرقى در سالهاى پايانى جنگ جهانى دوم، به هنگام پيشروى ارتش شوروى براى شكست آلمان هيتلرى، تحت سلطه و سيطره ارتش سرخ درآمد. استالين كه در پى تأمين امنيت مرزهاى شرقى اتحاد شوروى بود و بعلاوه، دعوى گسترش كمونيسم و سوسياليسم بر سراسر جهان را داشت، اقدام به روى كار آوردن حكومتهاى كمونيستى طرفدار مسكو در اين كشورها (رومانى، بلغارستان، بخش شرقى آلمان، چكسلواكى، مجارستان و لهستان) كرد. بدين ترتيب، بلوك شرق شامل كشورهاى اقمارى اروپاى