تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٤١
مىتوانست مخاطرات جدى براى رهبر نوگراى شوروى به وجود آورد؛ چنانچه آينده آبستن چنين حوادثى نيز بود. «١» سياست خارجى، در گردونه دگرگونى:
مهمترين هدفهاى اتحاد شوروى در دوران گورباچف در سياست خارجى عبارت بود از: بهبود تثبيت رابطه با ايالات متحده آمريكا، مذاكره درباره رشته تازهاى از موافقت نامههاى كنترل تسليحاتى و دسترسى شوروى به بازارهاى اقتصادى و تكنولوژى پيشرفته غرب. گورباچف براى مقابله با طرح جنگ ستارگان ريگان، برنامه محو سلاحهاى هستهاى از روى زمين را ارائه كرد. به نظر وى، جنگ هستهاى، طرف پيروز و فاتح ندارد؛ بنابراين، ابرقدرتها بايد از توهمات هستهاى دست بردارند و به دنيايى فارغ از سلاحهاى هستهاى پا بگذارند. طرح خانه مشترك اروپايى گورباچف، براستى، حكايت از تغييرات بنيادى در اهداف و استراتژى شوروى داشت. برداشت رهبران شوروى در اين مرحله تاريخى، به شدت، تحت تأثير اوضاع وخيم اقتصادى قرار داشت و از اين رو، مقتضيات محيطى بر ملاحظات ايدئولوژيك تقدم پيدا كرده بود. سياست همزيستى مسالمت آميز، حركت به سوى تنشزدايى كامل و همه جانبه و ايجاد صلح پايدار، از محورهاى اساسى سياست خارجى شوروى بود. «٢» اضمحلال امپراتورى شوراها اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى، به عنوان مظهر كمونيسم، پس از حدود ٧٥ سال (١٩١٧- ١٩٩١) متلاشى شد. علل و عوامل فروپاشى شوروى دربرگيرنده همه ابعاد اجتماعى، سياسى و ايدئولوژيكى مىباشد. بحران اقتصادى، تمركز روز افزون قدرت، ديوانسالارى حزبى، ادارى و نظامى، عدم مشاركت سياسى مردم، نارضايتى مليتهاى مختلف امپراتورى، گسترش تضادهاى اجتماعى، تفاوت و تبعيض فاحش بين مناطق مختلف، روسى كردن قدرت و ملت و ... همه و همه مىتواند در اين راستا طرح و