تاريخ و اصول روابط بين الملل - جمالی، حسین - الصفحة ١٢٠
برجسته جنگ جهانى دوم، به فرماندهى ستاد پيمان ورشو منصوب گرديد. بر طبق اين پيمان، هرگونه تجاوز به يكى از اعضاى پيمان، به منزله تجاوز به همه اعضا بوده و مستلزم دفاع دسته جمعى مىباشد. اين تقابل، دسته بندى و جبههبندى، در حقيقت، جنگ سرد را شكننده مىكرد و امكان برخورد نظامى را افزايش مىداد؛ هر چند پيامدهاى جنگ هستهاى، تا حدودى، به خود نگهدارى متخاصمان منتهى مىشد. «١» مرحله تنش زدايى دوره جنگ سرد كه از سال ١٩٤٧ م- مطابق نظريه مشهور- آغاز شد، به مدت پانزده سال استمرار يافت؛ دورهاى كه حوزههاى نفوذ دو بلوك غرب و شرق، تعيين و به رسميت شناخته شد و رقابتها در ابعاد مختلف، نشان داد كه شوروى و آمريكا، حاضر نيستند از منافع خود در سطح جهان دست بردارند و اداره روابط بينالمللى سرانجام، در مسكو و واشنگتن تصميم گيرى مىشود. هر چند نيروهاى جديدى مانند جنبش غير متعهدها و وحدت اروپاى غربى در عرصه روابط بينالملل، ظهور پيدا كرده بودند، امّا هيچ يك ياراى مقابله با دو ابرقدرت را نداشتند. سرانجام، مرحله جنگ سرد در سال ١٩٦٢ م با وقوع بحران موشكى كوبا به پايان رسيد و دور جديدى به نام تنش زدايى در روابط ابرقدرتها ظاهر شد. تجزيه و تحليل بحران كوبا و پيامدهاى آن، تا حدودى، ما را در شناخت دهه ١٩٦٠ م و ١٩٧٠ يارى مىدهد.
بحران كوبا كوبا، متحدى قابل اعتماد براى شوروى:
كوبا، كشورى در درياى كارائيب در اقيانوس اطلس، در نزديكى سواحل آمريكا واقع شده است. ژنرال «باتيستا»، حاكم نظامى كوبا، طى سالهاى طولانى حكومت اختناق و ديكتاتورى بر ملت خود، در سال ١٩٥٩ م، توسط «فيدل كاسترو» از اريكه قدرت به زير كشيده شد و به جمهورى دومينيكن پناهنده شد. دولت كوبا، از اين تاريخ به بعد، در زمره مخالفان ايالات متحده