جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٥٣
دشمنى و عداوت شديدشان با مسلمانان موحد مىگردد. اجمالى از اين ويژگىها و روحيات به شرح زير است:
الف- تأكيد بر خداى محسوس و ديدنى: اصولًا عامّه يهوديان به خداى نامحسوس و ناديدنى ايمان نياوردند و با وجود همه آيات و معجزات بىشمارى كه از موساى پيامبر عليه السلام مشاهده كردند، به پروردگارش ايمان نياوردند. هنگامى كه بعد از سالها اسارت با اعجاز موسى عليه السلام از دريا گذشتند و غرق شدن فرعونيان را با چشم خود ديدند، به قومى برخوردند كه خدايان و بتهاى مادى را سجده مىكردند. با ديدن خدايان آنها، وقيحانه از موسى عليه السلام خواستند: «... اجْعَلْ لَنا الهاً كَمالَهُمْ الِهَةٌ ...»؛ «١» براى ما نيز مانند آنان خدايى محسوس قرار بده.
وقتى حضرت موسى عليه السلام به ميعاد رفت و به امر خدا ده روز بيشتر توقف كرد، آنان گوساله طلايى سامرى را به خدايى پذيرفتند، زيرا دلشان از محبت بتپرستى و گوساله پرستى سيراب شده بود. «٢» وقتى هم به ميقات رفتند به صراحت گفتند:
«لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً» «٣» (اى موسى) ما به تو ايمان نمىآوريم تا زمانى كه خدا را آشكارا ببينيم.
همه اين فرازها نشان از علاقه وصف ناشدنى آنان به خداى محسوس دارد. عشق و محبت به خدايى ديدنى مثل گوساله طلايى كه تلألوى طلاى آن چشم را خيره كند، دل آنها را سيراب كرده و واله و شيدا ساخته بود و هيچگاه حاضر نبودند به خدايى غير مادى و محيط بر جهان ماده و ناديدنى ايمان بياورند.
ب- دنيا طلبى و دنيا خواهى زايد الوصف: يهود حرص و ولع بسيارى نسبت به دنيا و مطامع دنيايى دارد: