جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٤٠
البته گفتنى است كه اگر سخن از آزادى عقيده مطرح است در جايى است كه واقعاً عقيدهاى در كار باشد و اصل توحيد را كه نخستين و اساسىترين اصول اديان است، پذيرفته باشند، مانند اهل كتاب كه حتى در جنگهاى اسلامى نيز هيچ گاه آنان را به زور به گرويدن به اسلام وادار نكردند. بلكه آنان را بين پذيرش اسلام و دادن جزيه مخيّر نمودند؛ امّا در جايى كه سخن از عقيدهاى نيست، بلكه خرافه محض حاكم است، همانند افكار مشركان در اين جا ديگر آزادى عقيده مطرح نيست و چنين افرادى يا بايد به دين حق روى آورند و يا بايد وجودشان را كه مزاحم بسط حق و حقيقت است از ميان برداشت.
پيشينه جهاد و قتال در حركت انبيا قتال و دفاع به مقتضاى طبع و فطرت بشر، از همان ابتداى خلقت بوده و تا پايان خلقت ادامه خواهد داشت. از آنجا كه بشر يك موجود مادى است در فطرت او قواى شهوى و غضبى تعبيه شده و به مقتضاى نفس حيوانى خويش استعلا طلب است. تا زمانى كه تربيت نشده باشد، براى رسيدن به هواهاى خويش از هيچ اقدامى از جمله جنگ و خونريزى دست نخواهد كشيد از اين رو ملائكه وقتى خبر خلقت انسان را شنيدند، سؤال كردند:
«اتَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ» «١» آيا در زمين موجودى را (خليفه) قرار مىدهى كه در آن فساد و خونريزى كند؟
خداوند براى تربيت بشر، پيامبران را فرستاد. با توجه به تقدّم جهاد فرهنگى، پيامبران سعى داشتند با تبليغ، تبيين، موعظه، بشارت و تهديد انسانها را هدايت كرده و تربيت نمايند و تا ممكن است دست به شمشير نزنند. از طرف ديگر، قتال و جهاد نظامى احتياج به شرايط و مقدماتى داشت كه براى همه آنان فراهم نيامد. با توجه به اين دو مطلب است كه در سيره بعضى پيامبران اقدام نظامى مشاهده نمىشود؛ با اين وجود، بسيارى از آنان با دشمنان قتال كرده و رزم نمودهاند. خداوند مىفرمايد: