جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٣٧
دو منظور مىجنگد، اول براى دفاع از حيثيت اسلام و حاكميت قرآن، يعنى وقتى كه بر اثر مجاهدتهاى پياپى عناصر سلحشور و مسلمان، حكومت اسلامى برپا شد، اگر دشمنان بخواهند بر عليه اين حكومت قيام بكنند و اين گلى را كه با خون شهيدان آبيارى شده است پژمرده و پرپر كنند، دست تواناى حكومت اسلامى از آستين بيرون مىآيد و دست گلچين غارتگر را قطع مىكند مورد دوم، براى اين است كه اسلام و حقايق قرآن مانند خورشيدى كه نورش را به همه جا مىگستراند و مىتاباند، بر همه ملتهاى مستضعف، اضائه و نورافشانى مىكند اگر ابرهاى ظلمت طواغيت و جهانخواران بخواهند از اشاعه نوراسلام مانع بشوند، آن وقت است كه دست قدرتمند اسلام باز از آستين بيرون خواهد آمد و جلوى موانع را خواهد گرفت. در هر دو مورد، اسلام براى معنويت شمشير مىكشد، از اصالت و از حقيقت دفاع مىكند. «١» مرحوم كاشف الغطا در تشريح اهداف اسلام در جنگ مىنويسد: وسايلى كه اسلام براى اصلاح جامعه، محقق ساختن عدالت و از بين بردن ستم به كاربرده، منحصر در سه نوع است:
وسايل دعوت و ارشاد نظير موعظه حسنه و دعوت به دليل و برهان، دوم، وسايل مقاومت مسالمت آميز و سلبى همچون متحد شدن در برابر ستمكاران، قطع رابطه و قهر و همكارى نكردن با دشمنان، و وسيله سوم قيام مسلحانه و جنگ است، و اسلام تا آنجا كه توانسته از دو راه نخست به اهداف خود برسد، به راه سوم متوسل نشده؛ اما جايى كه دست به شمشير زده، تنها مواردى بوده است كه دشمنان با آيات و براهين قانع نشده و پيوسته سنگ بر سر راه دعوت به حق انداختهاند.
ايشان در ادامه مىافزايد:
بنابر اين، اگر اسلام را به حال خود گذاشته بودند، هرگز فرمان جنگى را صادر نمىكرد و اين همه جنگهايى كه در اسلام واقع شد، همهاش به اسلام تحميلشد. «٢»