جهاد در قرآن

جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٣٩

«وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ» «١» بگو اين حق است از سوى پروردگارتان! هر كس مى‌خواهد ايمان بياورد و هر كس مى‌خواهد كافر گردد! اسلام اساس دعوت خود را بر حكمت و برهان و موعظه قرار داده و مخالفانش را به آوردن برهان و دليل دعوت نموده است و جهاد، تنها براى رفع موانع تبليغ دين الهى است. در شأن نزول آيه نفى اكراه آمده است كه دو نفر از اهالى مدينه بر اثر تماس با تجار مسيحى به دين آنان گرويدند.
پدرشان، ابوالحِصن اين موضوع را به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داد (و مى‌خواست آنان را به زور به مذهب اسلام برگرداند) در اين هنگام، آيه مزبور نازل گرديد و وى را از چنين عملى منع كرد. «٢» در نقل ديگرى نيز آمده است كه يكى از انصار مى‌خواست غلامش را به زور و اكراه مسلمان كند، كه آيه فوق نازل شد. «٣» استاد شهيد مرتضى مطهرى با تشريح اين مطلب كه ايمان به هيچ وجه زوربردار نيست و نمى‌شود با اكراه آن را تحميل كرد؛ زيرا انسان با فكر و عقل بايد آن را بپذيرد و سپس دلش به آن گرايش يابد، خاطرنشان مى‌سازد كه در اسلام ايمان به اصول اعتقادات بايد از راه تحقيق حاصل شود و اسلام تقليد در اين زمينه را جايز نمى‌داند، تا چه رسد به اكراه، ايشان سپس جنگ و جهاد را تنها براى رفع موانع توحيد ذكر مى‌كند و مى‌نويسد:
اگر مصلحت انسانيت ايجاب كند و اگر مصلحت توحيد ايجاب كند، ما با قومى مشرك مى‌توانيم بجنگيم نه به خاطر اينكه توحيد را به آنها تحميل كنيم و ايمان را به آنها تحميل كنيم، چون توحيد و ايمان تحميل شدنى نيست. با مشركين مى‌توانيم بجنگيم به خاطر اينكه ريشه فساد را اساساً بكنيم. ريشه كن كردن مبدأ عقيده شرك با زور يك مطلب است و تحميل عقيده توحيد، مطلب ديگر. «٤»