جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٨٩
نمونه بارز اين گونه افراد، سعد بن ربيع، از ياران با وفاى پيامبر بود. او با اينكه در ميدان جنگ احد با دوازده زخم بر روى زمين افتاده بود، ديگران را به جهاد در راه نشر آيين خدا ترغيب و تشويق مىكرد. پس از خاموش شدن آتش جنگ، زيد بن ثابت به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور شد تا از سعد خبرى بياورد. او سعد را در ميان كشتگان يافت كه هنوز رمقى در بدن داشت. بدو گفت: پيامبر مرا به جست و جوى تو مأمور كرده، سعد گفت:
سلام مرا به پيامبر صلى الله عليه و آله برسان و بگو: چند لحظه بيشتر از زندگى سعد باقى نمانده است و خداوند به تو اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بهترين پاداش را كه سزاوار يك پيامبر است، بدهد؛ و به انصار و ياران پيامبر صلى الله عليه و آله نيز سلام مرا برسان و بگو: هر گاه به پيامبر صلى الله عليه و آله آسيبى برسد و شما زنده باشيد، هرگز در پيشگاه خداوند معذور نخواهيدبود. هنوز فرستاده پيامبر صلى الله عليه و آله از كنار سعد دور نشده بود كه روحش به ملكوت اعلى پرواز كرد. «١» در حماسه عاشورا نيز وقتى مسلم بن عوسجه با زخمهاى فراوان بر زمين افتاده بود، حبيب بن مظاهر بر بالينش حاضر شد و اظهار علاقه نمود كه اگر مىتوانست دلش مىخواست به همه وصاياى او عمل كند، مسلم گفت: تو را سفارش مىكنم به (حمايت از) اين شخص؛ و اشاره به امام حسين عليه السلام نمود. (سپس گفت): در ركاب او بجنگ، تا اينكه به شهادت برسى. «٢» گفتنى است كه گذشته از رزمندگان، خيرخواهى نسبت به فرماندهان سپاه اسلام وظيفه تمام افرادى است كه به هر دليل در جبهه حضور پيدا نمىكنند. قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد:
«لَيْسَ عَلىَ الْضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ اذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الُمحْسِنينَ مِنْ سَبيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ» «٣» بر ضعيفان و بيماران و آنها كه وسيلهاى براى انفاق (در راه جهاد) ندارند، ايرادى