جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٧٢
نخواسته و گرنه مىتوانست همه قلبها را در برابر خويش خاضع و خاشع گرداند. «١» دوم اينكه بناى اسلام و امام اسلام يعنى حضرت حجت (عج) بر شكوفا ساختن فطرت توحيدى انسانها است. وقتى پيامبر در سال نهم هجرى، بعد از ٢٢ سال تبليغ، مأمور به اعلام جنگ با مشركان جهت نابودى آنها يا پذيرش اسلام از سويشان شد موظف گرديد كه باز هم چهار ماه به آنان مهلت دهد تا در روش جاهلانه، استكبارى و معاندانه خويش تجديد نظر كنند و به نداى فطرت خويش پاسخ گويند و بعد از اتمام مدت تعيين شده نيز اگر كسى از مشركان امان مىطلبيد تا پيام اسلام را بشنود و در موضع خود نسبت به آن تجديد نظر كند، باز هم مسلمانان موظف بودند به وى امان بدهند و كلام خود را به وى تفهيم نمايند و او را به محل امن خود باز گردانند تا دور از جوّ رعب و وحشت و در محيطى امن و آزاد تصميم بگيرد.
«بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ الَى الَّذينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكينَ فَسيحُوا فِى الاْرْضِ ارْبَعَةَ اشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا انَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِى اللَّهِ ... وَ انْ احَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَاجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ ابْلِغْهُ مَأْمَنَهُ» «٢» (اين آيات) اعلام بيزارى است از طرف خدا و پيامبرش نسبت به مشركانى كه با آنها پيمان بستهايد. پس (اى مشركان) چهار ماه در زمين بگرديد و بدانيد كه شما نمىتوانيد خدا را به ستوه آوريد ... و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست پس پناهش ده تا كلام خدا را بشنود و سپس او را به مكان امنش برسان.
بنابراين اسلام نه تحميل عقيده را ممكن مىداند و نه خود در صدد آن است، بلكه سعى دارد از همه راههاى ممكن، پيام حياتبخش خود را به گوش جان و فطرت انسانها برساند. طبيعى است كه هميشه گروه اندكى هستند كه فطرت انسانى خويش را كشته و مغلوب نموده و حيوانهاى درّنده خويى شدهاند كه وجود شان براى جامعه خطرناك است. آنان گمراهان و گمراه كنندگانى هستند كه چشم و گوش ديدن و شنيدنِ