جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٣٨
نكته ديگرى كه در مورد لزوم تشريع حكم جهاد، بايد گفت، اين است كه به راستى اگر دينى در همه ابعاد فردى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، آموزشى، تربيتى و عبادى براى پيروان خود برنامه ارائه كرده باشد، ولى در مورد مسائل مربوط به جهاد و دفاع از آن جامعه برنامه نداشته باشد، آيا آن دين ناقص نيست؟ آيا برنامه نداشتن در اين زمينه سبب از هم پاشيدن تمام ارگانهاى يك جامعه كه با دشمنان فراوانى رو به روست، نمىگردد؟ و آيا نداشتن برنامه در اين مورد، سبب تعطيلى برنامههاى ديگر نمىگردد؟ و از اينجا سستى دليل برخى از مدعيان مسيحيّت كه بر وجود قانون جهاد در اسلام ايراد مىگيرند، روشن مىشود. همچنين تبيين مىگردد كه جهاد، سبب عزت يافتن جامعه اسلامى در برابر ديگر جوامع است؛ زيرا جامعهاى كه توان دفاع از خود و مظلومان و توان تبليغ آيين خود را نداشته باشد، جامعهاى مرده و بىتحرك است.
جهاد و آزادى عقيده برخى از دشمنان اسلام كه ديدى مغرضانه نسبت به احكام اسلام دارند؛ اسلام را دين شمشير مىدانند كه عقايد خود را با زور شمشير بر مردم تحميل كرده است و گذشته از باور غلط خود، اين امر را در جوامع بشرى تبليغ مىكنند و حكم جهاد ابتدايى را در اين جهت قلمداد مىكنند.
با دقت در فلسفه جهاد، پوچى اين پندار مشخص مىگردد، زيرا در آغاز يادآور شديم كه اسلام هيچ گاه براى تحميل عقيده به جنگى دست نزده و در آيين خويش نيز به صراحت اين امر را نفى كرده است.
خداوند در قرآن در اين زمينه چنين مىفرمايد:
«لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ» «١» پذيرش دين اجبارى نيست؛ (زيرا) راه راست از گمراهى ممتاز شده است.
و نيز مىفرمايد: