جهاد در قرآن

جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٢٧

مى‌كند؛ در اين زمينه به نقل يك حديث اكتفا مى‌كنيم:
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنادى‌ يا لَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ» «١» كسى كه بشنود مردى (چه مسلمان و چه غير مسلمان) مسلمانان را به كمك مى‌طلبد و به يارى‌اش نشتابد، مسلمان نيست.
شهيد مطهرى در مورد لزوم اين قسم از جهاد چنين مى‌نويسد:
ممكن است طرف با ما نخواهد بجنگد ولى مرتكب ظلم فاحش نسبت به يك عدّه افراد انسان‌ها شده است و ما قدرت داريم آن انسان‌هاى ديگر را كه تحت تجاوز قرار گرفته‌اند، نجات دهيم؛ اگر نجات ندهيم در واقع به ظلم اين ظالم نسبت به آن مظلوم كمك كرده‌ايم؛ يا در جايى كه هستيم كسى به ما تجاوز نكرده ولى از مردم ديگر كه ممكن است مسلمان باشند و ممكن است مسلمان نباشند ...، انواع ظلم‌ها نسبت به آنها مرتكب شده‌اند ولى فعلًا به ما كارى ندارند؛ آيا براى ما جايز است كه به كمك اين مظلومان مسلمان بشتابيم براى نجات دادن آنها؟ بله اين هم جايز است بلكه واجب است. «٢» ٢- جهاد براى رفع موانع دعوت: قسم دوم از جهاد ابتدايى، جهاد براى برطرف نمودن موانع از سر راه تبليغ و دعوت به سوى دين خداست. در اين‌جا براى روشن شدن فلسفه اين قسم و اينكه اساس اين جهاد نيز بر دفاع از حق بنا شده، ابتدا به توضيح نكته‌اى مى‌پردازيم.
حقوقى كه در جامعه وجود دارد، بر سه قسم است:
الف- حقوق فردى: مانند حق مالكيت و حق انتخاب شغل.
ب- حقوق اجتماعى: كه مربوط به گروهى از انسان‌هاست كه با هم جامعه واحدى را