جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ١٠٤
بنابراين، بر مجاهدان مسلمان لازم است كه پس از هر شكست و ناكامى به ارزيابى عملكرد خويش بپردازند و با به دست آوردن نقاط ضعف و نارساييهاى خويش، به جبران آن همت گمارند، نه اينكه با نسبت دادن شكست به خدا يا ديگران از اصلاح عيوب خويش غافل شده و باز از همان طريق دچار ضربه و شكست شوند.
عوامل شكست نيز در دو بُعد مادى و معنوى، قابل بررسى است. از عوامل مادى شكست همانند عوامل مادى پيروزى در بخش نظامى بحث مىشود. در اين جا به مهمترين عوامل معنوى شكست اشاره مىكنيم:
١- عدم بينش صحيح نداشتن شناخت صحيح و اصولى از مبدأ قدرت در جهان هستى و عدم توكل بر آن منبع لايزال، سبب تزلزل در روحيه و اضطراب نفس و ... مىشود. همچنين زمانى كه انسان مخيّر است از بين دنيا و آخرت، يكى را انتخاب كند، در ترديد و دودلى باقى مىماند و در نتيجه باعث مىشود تا تصميمات سست و بىپايهاى اتّخاذ كند؛ از سوى ديگر، پس از پيروزىهاى ظاهرى نيز نداشتن بينش صحيح سبب غرور و عجب مىگردد و پيروزى را به شكست تبديل كرده و يا بهرهبردارى صحيح از آن را به انحراف مىكشاند و نمىگذارد نتايجى كه بايد بر آن پيروزى مترتب گردد، نصيب مبارزان شود.
٢- تفرقه قرآن مجيد، مجاهدان را از تفرقه و اختلاف نهى كرده است. به طورى كه وجود تفرقه را باعث از بين رفتن قدرت و شوكت نيروهاى رزمنده مىداند. «١» اميرمؤمنان، على عليه السلام، نيز بيان مىدارد كه شكست از آن كسانى است كه از اتحاد و يارى يكديگر دست برداشتهاند.
«غُلِبَ وَاللَّهِ الْمُتَخاذِلُونَ» «٢»