ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٥٨
است و خونش بها ندارد.» «١» د- ربا: دريافت كردن سود مقرّر پول يعنى سودخوارى و معامله رَبَوى از ديگر معاملات ممنوع است. اسلام با ربا سخت به مبارزه برخاسته و به رباخواران اعلان جنگ داده و آنها را «مُحارِب» خدا خوانده است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنْتُم مُؤْمِنِينَ* فَإِن لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ» «٢» اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها كنيد؛ اگر ايمان داريد! اگر (چنين) نمىكنيد، بدانيد خدا و رسولش، با شما پيكار خواهند كرد! راز حرمت آن روشن است؛ زيرا كه ربا همچون احتكار در توازن اقتصادى آشفتگى پديد مىآورد. ثروتمندان رباخوار از فعّاليّت باز مىدارد و تنپرور مىكند. آنها چشم به كارهاى فكرى و فيزيكى ديگران مىدوزند، در نتيجه افراد مديون و بدهكار را در تنگنا قرار مىدهند؛ و سرانجام بهرههاى تصاعدى و مضاعف به فلاكت آنها مىانجامد. ربا سنگ بناى طبقاتى شدن جامعه و خطر عظيمى براى توليد و توزيع محسوب مىشود و جامعه را به دو گروه مستمند و ثروتمند يا رفاه طلب و آسيبپذير تقسيم مىكند. به علاوه رباخوار و بدهكار تعادل فكرى و روانى خود را از دست مىدهند. پس با سرمايه پول تنها مىتوان به كارهاى توليدى و خدماتى پرداخت يا از راه معاملات شرعى به سود مجاز و معقول دست يافت. «٣» ه. رشوهخوارى:
رشوهخوارى رابطه كاذبى ميان ارباب رجوع و كارگزار ايجاد مىكند و وسيلهاى مىگردد، براى ابطال حق و احياى باطل به همين جهت قرآن اين تفكر را مردود و از عمل رشوه دهنده و رشوهخوار متنفّر است: