ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١٥
اسلام، مردم را به امانت، عفّت، عدالت، احسان و ايثار فرا مىخواند و از خيانت، رشوهخوارى، غصب و سرقت برحذر مىدارد. بىشك بخشى از قلمرو آن مفاهيم، ثروت است. توضيح اين كه: روابط اقتصادى جوامع ناشى از دو مقوله توليد و توزيع است؛ يعنى از يك جهت ثروت بايد توليد شود و در توليد، روابطى چون استخدام، اشتراك در كار و سرمايه، كار و كارگر مطرح مىشود. از سوى ديگر ثروت توليد شده بايد در ميان افراد توزيع شود. طبيعى است كه مسائلى چون: مالكيّت، مملوكيّت، نرخگذارى، غشّ، احتكار، گرانفروشى، شيوه مصرف، ارزش اضافى، مسائل مربوط به پول و ... مطرح مىشود. «١» در اين درس مجال آن نيست كه مسائل ياد شده را حتى به صورت گذرا مورد تحليل قرار دهيم، زيرا دامنه آن بسيار گسترده است تا حدّى كه ٢٣ ابواب فقهى به مسائل اقتصادى اختصاص دارد. «٢» هدف ما اين است كه تنها مسائلى را پيرامون مال و ثروت طرح كنيم كه با زندگى روزانه مردم رابطه تنگاتنگى دارد و آشنايى با آنها مىتواند در جهتگيرى و هدفمندى زندگى، كاربرد عملى داشته باشد.
تصويرى از ارزش مال اسلام به مال و ثروت با نظر مثبت نگريسته، آن را يكى از اسباب مؤثّر زندگى مىشمرد و مردم را نسبت به جمع، حفظ، صَرف و انفاق آن تشويق و نسبت به رعايت حقوق الهى آن ترغيب و تأكيد بسيار مىكند.
اسلام برخلاف تصوّر و برداشت توده مردم، داشتن مال و ثروت را تخطئه نمىكند.
اگر در تغييرات و واژههايى كه در قرآن و روايات، در مورد مال به كار رفته، دقّت كنيم، در مىيابيم كه اسلام تصوير روشن و گويايى از اين مقوله به دست داده است،