ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١٣٥
و تقوا و اصول انسانى بود. فقير بودن اشخاص مانع از نزديك شدن به پيامبران نبود، بلكه اگر عدهاى را ترك مىكردند و براى فقرا ارزش و اعتبارى قائل نمىشدند، و آنان را ترك مىكردند، پيامبران با آنها رابطه نزديكترى برقرار مىكردند؛ حضرت نوح در پاسخ به پيشنهاد عدهاى از ثروتمندان كافر كه گفتند: اگر محرومان و مستمندان را از خود دور كنى، ما ايمان مىآوريم، فرمود:
«... وَ ما انَا بِطارِدِ الْمُؤمِنينَ» «١» و من مؤمنان را طرد نخواهم كرد.
آنها گرچه فقيرند، ولى مؤمنند و اين امر براى تكريم و عزّت آنان بس است.
احمدبن فهد حلّى، يكى از علماى بزرگ شيعه مىنويسد:
«شخص عاقل از حبّ فقر و فقرا چگونه رخ برمىكشد، در حالى كه مىبيند اوليا و اوصيا بر اين صفت بودهاند، بلكه وظيفه قيام به خدمت خداوند و امتثال او امر پيامبران و شرايع آسمانى و احياى دين خدا و عزّت بخشيدن به كلام وى و يارى رسولان و تبليغ و نشر دعوت آنها از آدم تا خاتم صلى الله عليه و آله استوار نگشته است، جز با صاحبان فقر و مسكنت». «٢» برخورد با اغنيا گرچه فقر و تنگدستى مورد پسند نيست، ولى به خودى خود عيب و عار هم نيست. ثروت و دارايى نيز [صرف نظر از آثار مثبتى كه مىتواند داشته باشد] براى انسان امتياز محسوب نمىشود. پس فقر و نادارى از ارزش آدمى نمىكاهد و ثروت زياد بر ارزش وى نمىافزايد، بلكه ملاك ارزش، تنها تقوا و ايمان است. در جامعه اسلامى نبايد صاحبان ثروت در نظر مردم، افرادى برجسته و ممتاز جلوه كنند.
حضرت على عليه السلام در اين زمينه فرمود:
«مَنْ تَواضَعَ لِغَنىٍّ طَلَباً لِما عِنْدَهُ ذَهَبَ ثُلُثا دينِهِ» «٣»