ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١٢٦
انديشى و تفكّر در معاد باز مىدارد. هرگز روى خوشبختى را به او نشان نمىدهد و انسان را وا مىدارد تا به ارزشهاى دينى و غيرمادّى اهميت ندهد و سرانجام او را به عذاب الهى گرفتار مىسازد.
حضرت على عليه السلام روزى به هنگام ورود به بصره گريست و فرمود:
اى سرسپردگان دنيا و اى عُمّال دنيا جويان! كى زاد و توشه خواهيد گرفت و در كار معاد و قيامت انديشه خواهيد كرد؟
سپس اين آيه را خواند:
«فَأَمَّا مَن طَغَى وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى» «١» پس هر كه طغيان كرده و زندگى دنيا را برگزيده است، جهنم جايگاه اوست.
از ديدگاه على عليه السلام عزّت با حق همراه است، نه با دولت و ثروت؛ از اينرو فرمود:
«الذَّليلُ عِنْدى عَزيزٌ حَتّى اخُذَ لَهُ وَ القَوِىُّ عِندى ضَعيفُ حَتّى اخُذَ الحَقَّ مِنْهُ» «٢» افراد ضعيف و ذليل در نظر من عزيزند تا حقشان را بگيرم و زورمند و قوى در نظر من ضعيف است تا حق ديگران را از آنها بستانم.
برخورد ابوذر با سرمايهداران برخى از خلفا و حاكمان فاسد كه به نام اسلام حكومت كردند، به جاى اجراى عدالت اجتماعى و اقتصادى، به ثروت اندوزى و احتكار و تكاثر اموال پرداختند.
بر اثر عملكرد آنان، در جامعه دو طبقه عمده پديد آمد: نخست طبقهاى محروم كه اكثريت جامعه را تشكيل مىداد، گروهى كه در فقر و محروميّت رنج مىبردند، در ضرورىترين نيازهاى خود وامانده و قادر به كسب قوت روزانه خود نبودند. دوم طبقهاى مُرفّه، مترف و خوشگذران كه با اجازه و «حاتم بخشى» خليفه، بيتالمال و غنايم جنگى را تصاحب مىكردند و از اين راه، ثروت انبوه و بىحسابى به دست آورده بودند. براى اطلاع دقيق از اين موضوع اگر به منابع تاريخى كه اموال صحابه را