ثروت از ديدگاه قرآن

ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٩٥

الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ» «١» آزمندى، بردگى دائمى است.
و نيز مى‌فرمايد:
«ازْرى‌ بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ» «٢» هر كس طمع را شعار خود قرار دهد، خويشتن را ذليل و خوار ساخته است.
صاحبان طمع، همواره در ركاب ارباب جاه و دولت مى‌روند و در برابرشان دست بر سينه مى‌نهند تا از مال و مكنت آنان بهره‌اى برگيرند، غافل از اين كه با اين عمل، خود را ذليل و فرومايه مى‌سازند. «بسان آن دو كودكى كه در راهى مى‌رفتند و نانى در انبان داشتند، يكى از آنها قدرى عسل بر روى نان داشت، آن ديگرى از وى عسل خواست، او گفت: سگ من شو تا به تو عسل دهم. او پذيرفت. صاحب عسل رشته‌اى به دهان او داد تا به دندان گرفت و از عقب او مى‌دويد و صداى سگ در مى‌آورد. اگر آن كودك به نان خود ساختى سگ او نگرديدى». «٣» حضرت امام باقر عليه السلام فرموده است:
«بد بنده‌اى است، بنده‌اى كه او را طمعى است كه به هر خانه مى‌كشدش و بد بنده‌اى است، بنده‌اى كه خواهشى دارد كه او را ذليل مى‌گرداند». «٤» ب- آشفتگى: طمع بسيار، عقل و مشاعر آدمى را تحت تأثير قرار مى‌دهد و متانت او را از بين مى‌برد. پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
از اين كه طمع را شيوه زندگى خود قرار دهيد، بپرهيزيد؛ زيرا حرص شديد، قلب را آشفته مى‌سازد و محبت دنيا بر آن مُهر قساوت مى‌زند، عشق به دنيا كليد و سرچشمه هر گناه است و سبب محو و نابودى اعمال نيك مى‌گردد. «٥»